شورت ویدئو ایجاد کردن

چند نکته تربیتی مهم از خانم دکتر فردوسی

سمانه هادیان

0

0

17

⁣.
انسان‌ها
تا زمانی که در کنار یکدیگر هستند،
اغلب در خروش روزمرگی‌ها و هیاهوی زندگی گم می‌شوند.

حضور یکدیگر را چون هوای تازه،
بی‌هیچ توجهی از سر می‌گذرانند،

گویی که همیشه در دسترس است
و هرگز نمی‌گریزد.

اما هنگامی که سایه‌ی جدایی بر دل‌ها می‌افتد
و بوی هجران در هوا می‌پیچد،
تازه چشم‌ها به حقیقت گشوده می‌شوند.

آن زمان است که هر لحظه‌ی با هم بودن،
هر نگاه،
هر لبخند
و هر کلمه‌ای که رد و بدل شده،
به مثابه گوهری گران‌بها در قلب‌ها می‌نشیند.

انسان‌ها در لحظه‌ی فراق،
معنای واقعی حضور را درمی‌یابند؛

آنجا که سکوت،
جای خالی دیگری را فریاد می‌زند
و دل، در تمنای دوباره بودن با یار،
در آتش می‌سوزد.

آری، ارزش با هم بودن را در زمانی می‌فهمیم
که از دستش داده‌ایم
و دل در آغوش تنهایی به تپش می‌افتد.

ما آدمها ، موجودات عجیبی هستیم !

و قلیل من عبادی الشکور ...
و چه کم اند بندگان شاکر من ...

ارادتمند

امیر مهرداد خسروی

Exirtv

0

0

12

⁣مرگ، پایانی است که جهان در سکوت فرو می‌برد؛ لحظه‌ای که زمان از حرکت بازمی‌ایستد و همه چیز در سایه‌ای از فراموشی محو می‌شود. مرگ پایان نیست، بلکه آغاز بی‌پایانی است که در تاریکی مطلق می‌درخشد. روزگار به آرامی از جهان رخت برمی‌بندد، زمین و آسمان در یکدیگر ادغام می‌شوند، و سکوت، تنها صدایی است که می‌ماند.

انگار که جهان هزاران سال در خوابی عمیق فرو می‌رود؛ در این خواب سنگین، هیچ رویایی نیست و هیچ خاطره‌ای باقی نمی‌ماند. کوه‌ها فرو می‌ریزند، دریاها خشک می‌شوند و بادهای سرد، گویی نفس‌های آخر طبیعت‌اند که به سکوت ابدی بدل می‌شوند. همه چیز پایان یافته است و جهان در آرامشی عمیق، بی‌پایان غرق می‌شود.

مرگ پایان دنیاست، اما در این پایان، رازهای جاودان نهفته است؛ گویی که هر ذره‌ای از جهان به یک نقطهٔ بی‌کران پیوسته است. این پایان، تنها یک مرحله در مسیر بی‌نهایت است، جایی که هیچ چشمی توان دیدن آن را ندارد و هیچ فکری به آن دست نمی‌یابد. مرگ، پرده‌ای است که از این جهان برمی‌خیزد تا چهرهٔ اسرارآمیز جهان دیگر را آشکار کند.

Exirtv

0

0

14

محمد صدیق منشاوی

قرآن کریم

0

0

10

⁣وقتی در شرایط سختی هستید این آیه رو زیاد تکرار کنید


#دکتر__رانیا_عوّاد

ایمانا تی وی

0

0

5

⁣آیا تا کنون شب را در جنگلی به صبح رسانده ایید ؟

تجربه بینظیریست .
صبح در دل جنگل، همچون پرده‌ای از نور و رنگ است که آرام‌آرام از میان شاخه‌های درختان سر برمی‌آورد و همه جا را در آغوش گرمی خود می‌گیرد. شبنم‌های لطیف که بر برگ‌ها و گل‌ها نشسته‌اند، زیر تابش اولین پرتوهای خورشید به جواهراتی درخشان بدل می‌شوند، گویی که خود طبیعت با دست هنرمندش، آن‌ها را به نمایش گذاشته است.
در این بیداری طبیعت، صدای زندگی به گوش می‌رسد؛ آواز پرندگان که با ترانه‌های دلنشین‌شان، فضا را پر می‌کنند و نغمه‌هایشان همچون لالایی‌ای شیرین در گوش جنگل می‌پیچد. باد نرم و ملایم میان درختان می‌وزد و برگ‌ها را به رقصی آرام و موزون دعوت می‌کند. درختان با قامت بلند و ریشه‌های عمیق‌شان، همچون نگهبانانی ایستاده‌اند که در سکوتی باوقار، نظاره‌گر طلوع روزی تازه هستند.
هر قدم که در میان جنگل برمی‌داری، زندگی را در ساده‌ترین و اصیل‌ترین شکلش لمس می‌کنی. صدای جویبارانی که از دل کوه‌ها جاری شده و با شور و نشاط به سوی دریاها روان است، همچون سمفونی‌ای بی‌نظیر، روح را نوازش می‌دهد. عطر خاک مرطوب و بوی تازه گیاهان، حواس را بیدار می‌کند و به تو یادآور می‌شود که زندگی در هر ذره‌ای از طبیعت جریان دارد.
در این گوشه از جهان، حتی جایی که انسان هنوز نتوانسته ردپای سنگین خود را بر آن بگذارد، جنگل با تمام شکوه و عظمتش، نمادی از پایداری و تداوم زندگی است. هر درخت، هر گیاه، و هر جانوری که در این طبیعت بکر زیست می‌کند، داستانی از بقا و هماهنگی با جهان پیرامون خود دارد.
صبح در جنگل، نه تنها شروع روزی تازه، بلکه شروع دوباره‌ای برای روح و ذهن است. اینجا، در آغوش طبیعت، می‌توان لحظاتی را به دور از هیاهوی زندگی شهری یافت و با جریان آرام و بی‌وقفه‌ی زندگی همگام شد. طبیعت با تمام زیبایی‌ها و رمز و رازهایش، همچون مادری مهربان، آغوش خود را به روی ما باز می‌کند و به یادمان می‌آورد که ما نیز جزیی از این جهان بی‌انتها هستیم، و زندگی، با همه پیچیدگی‌ها و فراز و نشیب‌هایش، همچون جویباری آرام، در دل زمان جاری است.
اینها همه پیام خداوند است که با ما اینگونه سخن می گوید .

Exirtv

0

0

10