شورت ویدئو ایجاد کردن
مرگ، پایانی است که جهان در سکوت فرو میبرد؛ لحظهای که زمان از حرکت بازمیایستد و همه چیز در سایهای از فراموشی محو میشود. مرگ پایان نیست، بلکه آغاز بیپایانی است که در تاریکی مطلق میدرخشد. روزگار به آرامی از جهان رخت برمیبندد، زمین و آسمان در یکدیگر ادغام میشوند، و سکوت، تنها صدایی است که میماند.
انگار که جهان هزاران سال در خوابی عمیق فرو میرود؛ در این خواب سنگین، هیچ رویایی نیست و هیچ خاطرهای باقی نمیماند. کوهها فرو میریزند، دریاها خشک میشوند و بادهای سرد، گویی نفسهای آخر طبیعتاند که به سکوت ابدی بدل میشوند. همه چیز پایان یافته است و جهان در آرامشی عمیق، بیپایان غرق میشود.
مرگ پایان دنیاست، اما در این پایان، رازهای جاودان نهفته است؛ گویی که هر ذرهای از جهان به یک نقطهٔ بیکران پیوسته است. این پایان، تنها یک مرحله در مسیر بینهایت است، جایی که هیچ چشمی توان دیدن آن را ندارد و هیچ فکری به آن دست نمییابد. مرگ، پردهای است که از این جهان برمیخیزد تا چهرهٔ اسرارآمیز جهان دیگر را آشکار کند.
.
شیطان،
آن موجود راندهشده از درگاه الهی،
چهرهای است که در پس تاریکیهای بیانتهای جهان پنهان است.
او از نور حقانی محروم گشته
و در گرداب ظلمت و غرور غرق شده است.
روزی از فرشتگان مقرب بود، اما طغیان و سرکشی او را به قعر نابودی و خسران ابدی کشاند.
شیطان نه تنها دشمنی با انسان را از روز نخست در دل داشت،
بلکه در کینهتوزی و فریبکاری چیرهدست شد.
او به انسان وعدههای فریبنده میدهد،
درون دلها وسوسه میکارد،
و زشتیها را چون جامهای زرین به چشم میآورد.
او میخواهد انسان را از اوج بندگی به حضیض گمراهی فرو اندازد، و سرنوشتی شبیه به خویش برای او رقم زند.
اما شیطان،
هر چند که فریبنده است،
اسیر نادانی خویش است؛
چرا که نمیداند نور ایمان،
همچون سپری است که هیچ ترفند و نیرنگی بر آن کارگر نمیشود.
انسانِ آگاه و بیدار، او را دشمنی میداند که تنها با نیروی تقوا و پناه بردن به خدا میتوان از گزندش در امان ماند.
شیطان،
همچنان در کمین است،
اما قلبهای آکنده از عشق الهی هرگز میدان تاخت و تاز او نخواهد بود.
خدایا ما را محافظت بفرما
ارادتمند
امیر مهرداد خسروی
.
این آتشی که با خود به دنبال میکشی،
چیزی جز شعلههای زهرآگینی نیست
که از مال حرام برآمده است.
آتشی است که در اعماق جان تو
ریشه دوانده
و در هر قدمی که برمیداری،
زبانههایش بلندتر میشود.
شاید در آغاز،
جرقهای ناچیز به نظر برسد،
اما این جرقهی نابودگر،
از همان لحظهای که از مال ناپاک تغذیه کرد،
سرنوشت ویرانی را برایت رقم زده است.
این آتش،
نه تنها زندگیات را به تلی از خاکستر بدل میکند،
بلکه روح تو را نیز در دام خود اسیر میسازد.
هر لحظه از وجودت را میسوزاند
و هیچ پناهی برایت باقی نمیگذارد.
همانگونه که مال حرام،
آرامش و خوشبختی را از دل و جان تو میرباید،
این آتش نیز،
هر چه بیشتر تغذیه میشود،
ویرانی بیشتری را برایت به ارمغان میآورد.
بدان که هر ذره از این آتش،
از مال ناپاکی است که
به ناحق به دست آوردهای.
اکنون این شعلهها،
گواه خیانتی است که به خود کردهای
و روز به روز،
بیشتر در این آتش میسوزی
تا سرانجام تمام هستیات را در کام خود فرو ببرد.
چشمهایت را باز کن
حال زندگی ات را ببین !
فرزندت ، همسرت و خانه نا آرامت !
بیراهه نرو
ریشه این همه ویرانی حال زندگی ات را
در همان حرامها و رشوه ها و عفونت های لقمه ات
جستجو کن !
برخیز و آتش را خاموش کن
فردا دیر است !
ارادتمند
امیر مهرداد خسروی


