شورت ویدئو ایجاد کردن
🎥 دلبستگی اضطرابی معمولاً از جایی شروع میشه که کودک بارها احساس کرده «به اندازهی کافی دوستداشتنی یا امن نیست».
وقتی اون نیازهای هیجانیِ اولیه پاسخ داده نمیشن، ذهن کودک یاد میگیره که عشق یعنی نگرانی، یعنی تلاشِ بیپایان برای نگه داشتن دیگران.
در بزرگسالی، این الگو تبدیل میشه به رابطههایی پر از ترس از طرد شدن، وابستگی شدید یا نگرانی از دست دادن عشق.
اما خبر خوب اینه که مغز و دل ما قابلیت ترمیم دارن — همیشه.
تحقیقات نشون میدن با خودآگاهی هیجانی، درمان ارتباطی و تجربهی روابط ایمنتر
میتونیم دلبستگی اضطرابی رو بازآموزی کنیم.
یعنی یاد بگیریم آرامش و امنیت، از درون خودمون میاد، نه از تأیید مداوم دیگران.
✨ درمان دلبستگی اضطرابی یعنی بازگشت به خانهی درونت —
جایی که خودت پناهِ امن خودت میشی،
و عشق رو بدون ترس تجربه میکنی.
در گذشتههای دور زندگی ،
روزگاری بود که زندگی سادهتر و آرامتر می گذشت .
کوچهها پر از صدای خنده کودکان و زمزمههای دلنشین پیران بود.
خانهها با دیوارهای کاهگلی
و حیاطهای بزرگ پر از درختان پرثمر،
مکانی برای گردهمایی و مهربانی آدمها بود.
مردم، با دلی پاک و دستهایی خالی از تکنولوژیهای امروزی،
در کنار هم زیستند،
و ارزشهای انسانی نیز در بالاترین مقام قرار داشت.
شبها،
زیر نور ماه و ستارگان،
داستانهای قدیمی و افسانهها نقل میشد
و صدای آرامشبخش آب در جویبارها روح را نوازش میداد.
آن روزگار ، دلها به یکدیگر نزدیکتر بود
و زندگی، با تمام سادگیاش،
بوی صفا و مهر میداد.
آنچه در آن روزهای خوب بود،
بوی عطر گلهای یاس می داد و در حیاطهای قدیمی ، صدای نسیم در میان شاخههای درختان،
دلبری بود که دلها را به هم پیوند میداد و از یاد ها را به عشق می نشاند .
هر لحظه از آن روزگار،
شعری بود که با مهر و دوستی نوشته شده بود
و اینگونه بود که در دل تاریخ جاودانه ماند.
ارادتمند
امیر مهرداد خسروی
بیاحترامی به همسر در حضور فرزند❌
#سید_مجتبی_حورائی 🎙
مولانا، حافظ، سعدی و دیگر شعرا و ادبای جاویدان ایران، آینههای درخشان روح بشرند که در عمق جان انسان نفوذ میکنند.
هر بیت و غزلشان، دریچهای به عوالم معنا میگشاید و دل را از زنگار روزمرگی میزداید.
مولانا با شوریدگی ابیاتش ، جان را به رقص میآورد و حافظ با رازآلودگی کلامش، شوقی ابدی به دل میافکند. سعدی، استاد محبت و اخلاق، با نثر شیرین و دلنشینش انسان را به مهربانی فرا میخواند.
پیوند با این بزرگان، مانند آبی زلال است که عطش جان را فرو مینشاند و چراغی است که راه زندگی را روشن میکند. در کلامشان، حقیقتی است که روح را آرامش میبخشد و در عمق وجود آدمی ریشه میدواند. این بزرگان، زندهاند و همنشینی با آثارشان، تجدید حیات دل و جان است.
ارادتمند
امیر مهرداد خسروی


