شورت ویدئو ایجاد کردن

این ویدیو در حال پردازش است، لطفاً چند دقیقه دیگر برگردید

دکتر امیر مهرداد خسروی

Exirtv

0

0

9

⁣مرگ، پایانی است که جهان در سکوت فرو می‌برد؛ لحظه‌ای که زمان از حرکت بازمی‌ایستد و همه چیز در سایه‌ای از فراموشی محو می‌شود. مرگ پایان نیست، بلکه آغاز بی‌پایانی است که در تاریکی مطلق می‌درخشد. روزگار به آرامی از جهان رخت برمی‌بندد، زمین و آسمان در یکدیگر ادغام می‌شوند، و سکوت، تنها صدایی است که می‌ماند.

انگار که جهان هزاران سال در خوابی عمیق فرو می‌رود؛ در این خواب سنگین، هیچ رویایی نیست و هیچ خاطره‌ای باقی نمی‌ماند. کوه‌ها فرو می‌ریزند، دریاها خشک می‌شوند و بادهای سرد، گویی نفس‌های آخر طبیعت‌اند که به سکوت ابدی بدل می‌شوند. همه چیز پایان یافته است و جهان در آرامشی عمیق، بی‌پایان غرق می‌شود.

مرگ پایان دنیاست، اما در این پایان، رازهای جاودان نهفته است؛ گویی که هر ذره‌ای از جهان به یک نقطهٔ بی‌کران پیوسته است. این پایان، تنها یک مرحله در مسیر بی‌نهایت است، جایی که هیچ چشمی توان دیدن آن را ندارد و هیچ فکری به آن دست نمی‌یابد. مرگ، پرده‌ای است که از این جهان برمی‌خیزد تا چهرهٔ اسرارآمیز جهان دیگر را آشکار کند.

Exirtv

0

0

12

⁣✨ بچه‌ی من حتما باید فلان رشته قبول بشه!

🎙 #استاد_شجاعی

ایمانا تی وی

0

0

11

⁣.
عبور از دنیا چون گذر از خواب کوتاهی‌ست که در آن
لحظه‌ای چشم می‌گشاییم و سپس باز به خوابی دیگر فرو می‌رویم.

در این گذرگاه، انسان به‌سان قطره‌ای از اقیانوس عظیم هستی است که از سرچشمه‌اش جدا می‌شود و در پیچ‌و‌تاب رودها به سوی مقصدی ناپیدا روان می‌گردد.

هر لحظه از این عبور، به‌سان زنگ بیداری‌ست که آدمی را به خود می‌آورد و او را از زنجیرهای دنیوی رهایی می‌بخشد.

در این سفر،
دنیا همانند سرابی است که حقیقتش در عمق جان و معنا نهفته است،
و تنها آنان که با چشم دل می‌نگرند،
می‌توانند آن را درک کنند.

عبور از دنیا نه فراموشی،
که آگاهی از بی‌ثباتی و گذرا بودن همه چیزهاست.

درک این حقیقت، آرامشی ژرف به دل می‌آورد و ما را به مقصدی فراتر از جهان مادی رهنمون می‌سازد،

جایی که روشنایی جاودان بر تاریکی‌های فانی چیره می‌شود.

و اینچنین است که آدمی در این عبور،
خود را می‌یابد؛
نه در زرق‌وبرق دنیا،
بلکه در سکوت عمیق درون خویش،
جایی که حقیقتی بس عظیم‌تر از هر آنچه دیده‌ایم و شنیده‌ایم، انتظارمان را می‌کشد.

ارادتمند
امیر مهرداد خسروی

Exirtv

0

0

12

⁣آیا تا کنون شب را در جنگلی به صبح رسانده ایید ؟

تجربه بینظیریست .
صبح در دل جنگل، همچون پرده‌ای از نور و رنگ است که آرام‌آرام از میان شاخه‌های درختان سر برمی‌آورد و همه جا را در آغوش گرمی خود می‌گیرد. شبنم‌های لطیف که بر برگ‌ها و گل‌ها نشسته‌اند، زیر تابش اولین پرتوهای خورشید به جواهراتی درخشان بدل می‌شوند، گویی که خود طبیعت با دست هنرمندش، آن‌ها را به نمایش گذاشته است.
در این بیداری طبیعت، صدای زندگی به گوش می‌رسد؛ آواز پرندگان که با ترانه‌های دلنشین‌شان، فضا را پر می‌کنند و نغمه‌هایشان همچون لالایی‌ای شیرین در گوش جنگل می‌پیچد. باد نرم و ملایم میان درختان می‌وزد و برگ‌ها را به رقصی آرام و موزون دعوت می‌کند. درختان با قامت بلند و ریشه‌های عمیق‌شان، همچون نگهبانانی ایستاده‌اند که در سکوتی باوقار، نظاره‌گر طلوع روزی تازه هستند.
هر قدم که در میان جنگل برمی‌داری، زندگی را در ساده‌ترین و اصیل‌ترین شکلش لمس می‌کنی. صدای جویبارانی که از دل کوه‌ها جاری شده و با شور و نشاط به سوی دریاها روان است، همچون سمفونی‌ای بی‌نظیر، روح را نوازش می‌دهد. عطر خاک مرطوب و بوی تازه گیاهان، حواس را بیدار می‌کند و به تو یادآور می‌شود که زندگی در هر ذره‌ای از طبیعت جریان دارد.
در این گوشه از جهان، حتی جایی که انسان هنوز نتوانسته ردپای سنگین خود را بر آن بگذارد، جنگل با تمام شکوه و عظمتش، نمادی از پایداری و تداوم زندگی است. هر درخت، هر گیاه، و هر جانوری که در این طبیعت بکر زیست می‌کند، داستانی از بقا و هماهنگی با جهان پیرامون خود دارد.
صبح در جنگل، نه تنها شروع روزی تازه، بلکه شروع دوباره‌ای برای روح و ذهن است. اینجا، در آغوش طبیعت، می‌توان لحظاتی را به دور از هیاهوی زندگی شهری یافت و با جریان آرام و بی‌وقفه‌ی زندگی همگام شد. طبیعت با تمام زیبایی‌ها و رمز و رازهایش، همچون مادری مهربان، آغوش خود را به روی ما باز می‌کند و به یادمان می‌آورد که ما نیز جزیی از این جهان بی‌انتها هستیم، و زندگی، با همه پیچیدگی‌ها و فراز و نشیب‌هایش، همچون جویباری آرام، در دل زمان جاری است.
اینها همه پیام خداوند است که با ما اینگونه سخن می گوید .

Exirtv

0

0

9