شورت ویدئو ایجاد کردن
این ویدیو در حال پردازش است، لطفاً چند دقیقه دیگر برگردید
وقتی روی چشم زوم میشه انگار وارد یک دنیای دیگه میشیم. چشمهای ما حدود ۱۳۰ میلیون سلول حساس به نور دارند. از این تعداد، تقریباً ۱۲۰ میلیون سلول میلهای هستند که در شبکیه پراکنده شدهاند و نقش اصلی آنها دید در نور کم، تشخیص حرکت و تفکیک سایهها و تاریکیهاست. این سلولها حساسیت بالایی به نور دارند اما رنگ را تشخیص نمیدهند.
حدود ۶ تا ۷ میلیون سلول مخروطی نیز در شبکیه وجود دارند، که بیشتر در ناحیه فووئا مرکز دید واضح، متمرکز شدهاند. این سلولها مسئول دید رنگی و تشخیص جزئیات در نور روشن هستند و به سه دسته تقسیم میشوند: حساس به نور قرمز، حساس به نور سبز، حساس به نور آبی.
ترکیب عملکرد این سه نوع سلول مخروطی به مغز اجازه میدهد تا طیف وسیعی از رنگها را درک کند، فرایندی که به آن دید سهرنگی گفته میشود.
درد جستجوی معنا،
زخمی است که از ازل در جان انسان کاشته شده است،
زخمی که نه برای رنج که برای رشد است.
این درد مقدس، آتشی است که روح را میسوزاند تا او را از زنجیرهای حیوانی آزاد کند.
هر انسان، در میان گرداب زندگی، در جستجوی نوری است که وجودش را معنا بخشد؛ نوری که نه در غریزه که در اندیشه و شهود نهفته است.
این درد، همان چیزی است که انسان را از دیگر جانداران جدا میکند.
حیوانات، در چارچوب طبیعت، زندگی میکنند؛ اما انسان، فراتر از آن، به دنبال چیزی میگردد که جاودانه باشد، چیزی که فراتر از نیاز و بقا باشد. این جستجو، نشانی از روح الهی اوست؛ نیرویی که او را وادار میکند در آینه جهان بنگرد و از خود بپرسد: "من کیستم؟ و چرا هستم؟"
درد جستجوی معنا، هدیهای است ازلی که هرچند تلخ، گوهری ناب در دل دارد.
این درد، انسان را از سطح به عمق میبرد، از سایه به نور، و از پوچی به حقیقت. این درد، معجزهای است که او را به انسان تبدیل کرده است.
ارادتمند
امیر مهرداد خسروی
