Shorts Create
This video is being processed, please come back in few minutes
🎥 دلبستگی اضطرابی معمولاً از جایی شروع میشه که کودک بارها احساس کرده «به اندازهی کافی دوستداشتنی یا امن نیست».
وقتی اون نیازهای هیجانیِ اولیه پاسخ داده نمیشن، ذهن کودک یاد میگیره که عشق یعنی نگرانی، یعنی تلاشِ بیپایان برای نگه داشتن دیگران.
در بزرگسالی، این الگو تبدیل میشه به رابطههایی پر از ترس از طرد شدن، وابستگی شدید یا نگرانی از دست دادن عشق.
اما خبر خوب اینه که مغز و دل ما قابلیت ترمیم دارن — همیشه.
تحقیقات نشون میدن با خودآگاهی هیجانی، درمان ارتباطی و تجربهی روابط ایمنتر
میتونیم دلبستگی اضطرابی رو بازآموزی کنیم.
یعنی یاد بگیریم آرامش و امنیت، از درون خودمون میاد، نه از تأیید مداوم دیگران.
✨ درمان دلبستگی اضطرابی یعنی بازگشت به خانهی درونت —
جایی که خودت پناهِ امن خودت میشی،
و عشق رو بدون ترس تجربه میکنی.
اول شهریورماه، سالگرد درگذشت پرویز ناتل خانلری (۱۲۹۲-۱۳۶۹)
#پرویز_ناتل_خانلری
#عقاب
جسم، این تن خاکی، لباسی است که روح را در بر گرفته است؛ لباسی از جنس فنا، که روزی فرسوده خواهد شد و از تن جان خواهد افتاد. اما روح، این گوهر تابناک، از ازل تا ابد جاری است، همچون نسیمی که در میان پردههای هستی میوزد.
آیا جامهی خاکی ما حقیقت ماست؟ یا آنکه در پس این پردهی جسمانی، حقیقتی نهفته است که از جنس نور و راز است؟
جسم، گرچه محدود و محصور است، اما روح در بیکرانگی معنا غوطهور است. تن، در زمین ریشه دارد، اما روح، آسمان را مینگرد و پرواز را آرزو میکند.
جسم، تنها امانتی است که برای مدتی کوتاه بر دوش داریم، و روزی، همانگونه که لباس کهنه را از تن فرو مینهیم، آن را نیز ترک خواهیم گفت. اما آنچه باقی میماند، حقیقت ماست؛ آن شعلهای که در تاریکی نمیمیرد، آن نغمهای که در سکوت محو نمیشود.
بیاییم این لباس را نه زنجیری بر پرواز روح، که بالی برای سیر در معرفت و عشق بدانیم. مبادا که آن را برای خویش بت سازیم، که جسم، گذرگاهی است و نه مقصد. و تنها آن لحظه که این جامه را رها کنیم، خواهیم دانست که ما نه از خاک، که از نوریم.
آری
جسم، جامهای است که روح بر تن دارد، ردایی که از خاک برآمده و به خاک بازمیگردد. روح اما، مسافری است از دیاری دیگر، از جنس نور و بیکرانگی. همانگونه که جامه، نه حقیقت آدمی، که پوششی بر اوست، جسم نیز سایهای است که حقیقت ما را در خویش پنهان میدارد.
چه بسا جامهای فاخر بر تنی فرسوده و رنجور، و چه بسیار لباسی کهنه بر دلی آکنده از عشق و روشنی. جسم، هرچه باشد، در نهایت از هم خواهد گسست، اما آنچه باقی میماند، آن نوری است که از پس این جامهی خاکی سر برمیآورد.
پس مبادا که فریب این لباس فانی را بخوریم و حقیقت خویش را در آیینهی آن بجوییم. ما نه تن، که روحی سرگشتهایم در جستجوی بازگشت به سرچشمهی خویش. جسم را گرامی بداریم، اما آن را با حقیقت خویش یکی مپنداریم، که این جامه روزی از تن فرو خواهد افتاد و آنگاه تنها آنچه از جنس بیکرانی است، به جای خواهد ماند.
نوشته ای از دکتر امیر مهرداد خسروی
این دستاورد واقعاً شگفتانگیز و امیدبخش است!
این فناوری فقط یک پیشرفت تکنولوژیک نیست، بلکه بازگرداندن بخش عمیقی از انسانیت به فرد است: توانایی بیان خود با صدای خود و انتقال احساسات از طریق حالات چهره. اینکه "آن" پس از ۱۸ سال میتواند با فکر کردن صحبت کند و حتی لبخند بزند، مرزهای توانبخشی عصبی را جابهجا میکند.
نکات برجسته این دستاورد:
بازگرداندن ارتباط طبیعی: این سیستم فراتر از ارتباط پایه است و بیان احساسات را هم شامل میشود که برای روابط انسانی حیاتی است.
کاربرد واقعی هوش مصنوعی: استفاده از مدلهای AI برای تفسیر سیگنالهای مغزی و تبدیل آنها به زبان و حرکت، نمونه قدرتمندی از هوش مصنوعی در خدمت انسانیت است.
امید برای بسیاری: این فناوری میتواند به افراد مبتلا به فلج شدید، ALS، سکته مغزی و سایر شرایط مشابه کمک کند.


