شورت ویدئو ایجاد کردن

این ویدیو در حال پردازش است، لطفاً چند دقیقه دیگر برگردید

⁣؛وقتی از کودک اشتباهی سر می‌زنه
خیلی مهمه به نحوی عواقب رفتارش رو بهش نشون بدیم و تنبـ ـیهش کنیم که عزت‌نفسش آسیب نبینه. تنبیه به هیچ‌عنوان نباید فیزیکی و عاطفی باشه و باید متناسب با سن و اشتباهش باشه، نه بیشتر!🪽🤍

خانواده متعادل

0

0

15

⁣🎥 دلبستگی اضطرابی معمولاً از جایی شروع می‌شه که کودک بارها احساس کرده «به اندازه‌ی کافی دوست‌داشتنی یا امن نیست».
وقتی اون نیازهای هیجانیِ اولیه پاسخ داده نمی‌شن، ذهن کودک یاد می‌گیره که عشق یعنی نگرانی، یعنی تلاشِ بی‌پایان برای نگه داشتن دیگران.

در بزرگسالی، این الگو تبدیل می‌شه به رابطه‌هایی پر از ترس از طرد شدن، وابستگی شدید یا نگرانی از دست دادن عشق.
اما خبر خوب اینه که مغز و دل ما قابلیت ترمیم دارن — همیشه.
تحقیقات نشون می‌دن با خودآگاهی هیجانی، درمان ارتباطی و تجربه‌ی روابط ایمن‌تر
می‌تونیم دلبستگی اضطرابی رو بازآموزی کنیم.
یعنی یاد بگیریم آرامش و امنیت، از درون خودمون میاد، نه از تأیید مداوم دیگران.

✨ درمان دلبستگی اضطرابی یعنی بازگشت به خانه‌ی درونت —
جایی که خودت پناهِ امن خودت می‌شی،
و عشق رو بدون ترس تجربه می‌کنی.

روانشناسی

0

0

4

تمرین ساده و کاربردی

Exirtv

0

0

4

⁣در گذشته‌های دور زندگی ،
روزگاری بود که زندگی ساده‌تر و آرام‌تر می گذشت .

کوچه‌ها پر از صدای خنده کودکان و زمزمه‌های دلنشین پیران بود.

خانه‌ها با دیوارهای کاه‌گلی
و حیاط‌های بزرگ پر از درختان پرثمر،
مکانی برای گردهمایی و مهربانی آدمها بود.

مردم، با دلی پاک و دست‌هایی خالی از تکنولوژی‌های امروزی،
در کنار هم زیستند،
و ارزش‌های انسانی نیز در بالاترین مقام قرار داشت.

شب‌ها،
زیر نور ماه و ستارگان،
داستان‌های قدیمی و افسانه‌ها نقل می‌شد
و صدای آرامش‌بخش آب در جویبارها روح را نوازش می‌داد.

آن روزگار ، دل‌ها به یکدیگر نزدیک‌تر بود
و زندگی، با تمام سادگی‌اش،
بوی صفا و مهر می‌داد.

آنچه در آن روزهای خوب بود،
بوی عطر گل‌های یاس می داد و در حیاط‌های قدیمی ، صدای نسیم در میان شاخه‌های درختان،
دلبری بود که دل‌ها را به هم پیوند می‌داد و از یاد ها را به عشق می نشاند .

هر لحظه از آن روزگار،
شعری بود که با مهر و دوستی نوشته شده بود

و اینگونه بود که در دل تاریخ جاودانه ماند.

ارادتمند
امیر مهرداد خسروی

Exirtv

0

0

14

⁣حکمت ۱۳۰ نهج البلاغه یکی از بیانات مهم و تأمل‌برانگیز امام علی (ع) است که به حقیقت زندگی و مرگ اشاره دارد. در این حکمت، امام علی (ع) با نگاهی عمیق به فلسفه‌ی زندگی و مرگ، به نوعی با مردگان سخن می‌گوید و مخاطبان خود را به تفکر در مورد ناپایداری دنیا و حتمیت مرگ دعوت می‌کند.

امام علی (ع) در این حکمت به شکلی توصیفی و اثرگذار، از مردگان می‌پرسد: «أینَ الّذینَ عَمَّروا الدُّنْیا و سارُوا فیها طُولاً و عَرْضاً؟ أینَ الّذینَ بَنَوُا المَشیدات و جَمَعُوا الأموال؟». او در این بخش به کسانی اشاره دارد که در دنیا سرمایه‌های زیادی جمع کردند، ساختمان‌های بلند و محکم ساختند، اما اکنون اثری از آنها باقی نمانده است. این افراد که روزی در اوج قدرت و ثروت بودند، حالا به خاک پیوسته‌اند و از دنیا رفته‌اند.

سپس، امام علی (ع) از عبرت‌گیری از مرگ سخن می‌گوید و یادآوری می‌کند که همه انسان‌ها در نهایت به سوی مرگ می‌روند و آنچه از آنها باقی می‌ماند، فقط اعمال و رفتارشان است. او با این بیان قصد دارد تا توجه انسان‌ها را از دلبستگی به دنیا به سوی حقیقتی پایدارتر یعنی آخرت و جاودانگی روح هدایت کند.

این حکمت یادآور این نکته است که مرگ پایان زندگی دنیوی نیست، بلکه آغاز سفری به سوی عالمی دیگر است و اعمال نیک و بد انسان‌ها تعیین‌کننده سرنوشت نهایی آنها خواهد بود.

اوج این تعابیر خبر از بهترین زاد و توشه برای سفر پس از مرگ است : تقوا و پرهیزکاری !

حالا وضع ما چگونه است ؟ تقوا ؟ پرهیزکاری ؟
رفتارمان با مردم ، با همسر و فرزند ، با همسایه و همکار !
درآمدها چطور است ؟ حلال ؟ حرام ؟ رشوه ؟ ربا ؟

خدا به دادمان برسد .

نظر شما درباره این بیانات چیست ؟ لطفا کامنت بگذارید .

ارادتمند
امیر مهرداد خسروی

Exirtv

0

0

7