شورت ویدئو ایجاد کردن
این ویدیو در حال پردازش است، لطفاً چند دقیقه دیگر برگردید
جان، گوهر ناب هستی است که در آرامش و تعالی انسان نقشی اساسی دارد. مولانا در این بیت زیبا به حقیقتی ژرف اشاره میکند:
"پس بزرگان این نگفتند از گزاف
جسم پاکان عین جان افتاد صاف"
او بر این باور است که جانِ انسانهای پاک همچون آیینهای صاف و بیغل و غش است که بازتابی از نور حقیقت و آرامش را در خود جای داده است.
توجه به جان، نه تنها موجب درک عمیقتر از معنای زندگی میشود، بلکه آرامشی زلال و ناب به همراه میآورد.
آرامش حقیقی زمانی به دست میآید که انسان، از سطح ظاهر به عمق جان خویش سفر کند و این گوهر ناب را به یاد آورد؛ چرا که جان، سرچشمه عشق و آگاهی است و هر تلاشی برای صافتر ساختن این آیینه، دریچهای تازه به سوی حقیقت میگشاید.
ارادتمند
امیر مهرداد خسروی
.
نگاهها
دروازههایی هستند که
به دنیایی از احساسات و افکار گشوده میشوند؛
دنیایی که در سکوت خویش،
پر از نجواهای نشنیده و داستانهای ناگفته است.
هر نگاه، جملهای ناتمام از کتابی نانوشته است؛
و هر پلک زدن،
ورق خوردن صفحهای از آن کتاب.
در پسِ چشمانِ خاموش، گفتگوهایی جریان دارد
که با هیچ زبانی نمیتوان به آنها معنا بخشید.
این نگاهها، بار سنگینی از حرفهای نهان را با خود حمل میکنند؛
گاه سخنی از عشق،
گاه نجوایی از غم،
و گاه افشایی از امیدی پنهان.
هر نگاه،
پنجرهای است که به روح انسان گشوده میشود،
و در آن لحظات کوتاه،
هزاران واژهی ناگفته
به جان مخاطب رسوخ میکند.
آری،
نگاهها شاید در سکوت غرق باشند،
اما در دل خود دنیایی از گفتگوهای نشنیده
و سخنان ناگفته را جای دادهاند؛
کافیست تا چشمها به یکدیگر گره بخورند
تا از عمقِ این دریای خاموش،
گوهرهایی بیپایان از احساسات را دریابی.
ارادتمند
امیر مهرداد خسروی


