فيديو قصير خلق
دنیا، همچون کتابی پیچیده و در عین حال منظم است که هر ورق آن با قوانینی مشخص و بیچونوچرا نوشته شده است. این قوانین، بهسان ریسمانهایی نامرئی اما قدرتمند، تمام عناصر هستی را به یکدیگر پیوند داده و هر پدیدهای، چه کوچک و چه بزرگ، در چارچوب این اصول قرار میگیرد. از گردش ستارگان در کهکشان تا رویش یک دانه در دل خاک، همگی پیرو این نظم حیرتانگیز هستند.
انسانها نیز بخشی از این جهان منظماند، اما تفاوتی اساسی با دیگر موجودات دارند؛ آنان قادرند بیاموزند، درک کنند و به آگاهی برسند. در این میان، انسانهایی موفق خواهند بود که بتوانند خود را با این نظم هماهنگ سازند و قوانین نانوشته زندگی را بیاموزند. این قوانین، نه تنها در فیزیک و طبیعت، بلکه در روان و روابط اجتماعی نیز جاری است.
آموختن قانون زندگی به معنای فهم عمیقتر از جایگاه خود در این جهان است؛ یعنی شناخت زمان و مکان، پذیرش مسئولیتها و درک درست از ارتباطات. آنان که این قانون را نادیده میگیرند، همچون کسی هستند که در تاریکی بیانتها قدم برمیدارند، بدون آنکه جهت و مقصدی داشته باشند. اما آنها که این دانش را کسب میکنند، با هر گام، روشنایی بیشتری در مسیر زندگیشان مییابند و موفقیتهای بزرگ را در آغوش میگیرند.
در نهایت، دنیا همواره به کسانی لبخند میزند که قوانین آن را با فروتنی و آگاهی میپذیرند و در این مسیر، نه تنها به کامیابی فردی میرسند، بلکه سهمی در زیبایی و نظم بیشتر این جهان دارند.
ارادتمند
امیر مهرداد خسروی
وقتی روی چشم زوم میشه انگار وارد یک دنیای دیگه میشیم. چشمهای ما حدود ۱۳۰ میلیون سلول حساس به نور دارند. از این تعداد، تقریباً ۱۲۰ میلیون سلول میلهای هستند که در شبکیه پراکنده شدهاند و نقش اصلی آنها دید در نور کم، تشخیص حرکت و تفکیک سایهها و تاریکیهاست. این سلولها حساسیت بالایی به نور دارند اما رنگ را تشخیص نمیدهند.
حدود ۶ تا ۷ میلیون سلول مخروطی نیز در شبکیه وجود دارند، که بیشتر در ناحیه فووئا مرکز دید واضح، متمرکز شدهاند. این سلولها مسئول دید رنگی و تشخیص جزئیات در نور روشن هستند و به سه دسته تقسیم میشوند: حساس به نور قرمز، حساس به نور سبز، حساس به نور آبی.
ترکیب عملکرد این سه نوع سلول مخروطی به مغز اجازه میدهد تا طیف وسیعی از رنگها را درک کند، فرایندی که به آن دید سهرنگی گفته میشود.




