شورت ویدئو ایجاد کردن

⁣🎥 هرچی کار میکنم و جون میکنم پول دستم میاد ولی برکت نداره

Exirtv

0

0

33

⁣هر صبح یا هر ساعتی که روزت را آغاز میکنی،

نعمات الهی را درنظر بیاور و شکر کن .🙏🏼

فهرست نعمات را بنویس📝

سپس دلیل شاکر بودنت از هر نعمت را بنویس.🤔

وقتی دلیل شکرگزاری ات را در مورد چیزی ، فرد یا وضعیتی مینویسی، حال و هوای شکرگزاری را بسیار عمیق تر احساس میکنی.

✨👌یادت باشد که اعجاز شکرگزاری طبق میزان احساسات تو روی می دهد!

بنابراین با هر موردی در فهرست خودت بنویس که چرا از این بابت شکرگزار هستی. 🙏🏼

وقتی نوشتن فهرست ده نعمت خودت را تمام کردی،
آنها را هم در ذهنت و هم با صدای بلند بخوان.

وقتی به آخر هر نعمتی رسیدی، عبارت اعجار آفرین
خدایا شکرت، خدایا شکرت،
خدایا شکرت را بگو .

تا جایی که ممکن است درطول روز در احساس شکرگزاری باش .

چرا که...
شکر نعمت نعمتت افزون کند .
‎‌‎‌‎‎‎‌‌

خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

ایمانا تی وی

0

0

3,909

⁣.
خاطره‌ها همچون برگ‌های پاییزی‌اند؛
گاه با نسیمی آرام از شاخه‌های گذشته فرو می‌افتند و گاه طوفانی در دل به پا می‌کنند. برخی نرم و لطیف‌اند، چون عطر باران بر خاک تشنه، و برخی تیز و گزنده، چون خنجر بی‌رحم زمان.

آن‌ها ما را به کوچه‌های کودکی می‌برند، به خنده‌های بی‌دلیل، به چشمانی که روزی درخشان بودند و دست‌هایی که گرمایشان دیگر نیست. خاطره‌ها گاهی آرامش‌اند، گاهی اندوه، اما هرگز از میان نمی‌روند؛ تنها در گوشه‌ای از دل پنهان می‌شوند تا روزی دوباره از پسِ یک نغمه، یک عطر یا یک غروب، جان بگیرند و ما را به سفری بی‌پایان در گذشته ببرند.

خاطره‌ها، تکه‌هایی از گذشته‌اند که در دل زمان جاودانه می‌شوند. گاهی در میان شلوغی‌های زندگی، بی‌هوا از گوشه‌ای سر برمی‌آورند، لبخندی بر لب‌ها می‌نشانند یا چشمی را نمناک می‌کنند.

برخی، چون نسیم بهاری، لطیف و دلنشین‌اند؛ عطر کودکی، صدای خنده‌های بی‌پایان، نرمی دستانی که روزگاری دستانمان را در میان خود می‌فشردند. برخی دیگر، چون برگ‌های پاییزی، اندوهناک و غریب‌اند؛ لحظاتی که دیگر بازنمی‌گردند، نگاهی که در ازدحام سال‌ها گم شده است.

اما خاطره‌ها، چه شاد و چه غمگین، گنجینه‌های بی‌همتای روح‌اند. یادآور آنچه بوده‌ایم، آنچه آموخته‌ایم و آنچه قلبمان هنوز در هوای آن می‌تپد. و چه زیباست که در غروب‌های تنهایی، دست بر پنجره‌ی ذهن بکشیم و با لبخندی از عمق جان، به سرزمین خاطرات سلامی دوباره کنیم.

Exirtv

0

0

12

⁣.
انسان‌ها
تا زمانی که در کنار یکدیگر هستند،
اغلب در خروش روزمرگی‌ها و هیاهوی زندگی گم می‌شوند.

حضور یکدیگر را چون هوای تازه،
بی‌هیچ توجهی از سر می‌گذرانند،

گویی که همیشه در دسترس است
و هرگز نمی‌گریزد.

اما هنگامی که سایه‌ی جدایی بر دل‌ها می‌افتد
و بوی هجران در هوا می‌پیچد،
تازه چشم‌ها به حقیقت گشوده می‌شوند.

آن زمان است که هر لحظه‌ی با هم بودن،
هر نگاه،
هر لبخند
و هر کلمه‌ای که رد و بدل شده،
به مثابه گوهری گران‌بها در قلب‌ها می‌نشیند.

انسان‌ها در لحظه‌ی فراق،
معنای واقعی حضور را درمی‌یابند؛

آنجا که سکوت،
جای خالی دیگری را فریاد می‌زند
و دل، در تمنای دوباره بودن با یار،
در آتش می‌سوزد.

آری، ارزش با هم بودن را در زمانی می‌فهمیم
که از دستش داده‌ایم
و دل در آغوش تنهایی به تپش می‌افتد.

ما آدمها ، موجودات عجیبی هستیم !

و قلیل من عبادی الشکور ...
و چه کم اند بندگان شاکر من ...

ارادتمند

امیر مهرداد خسروی

Exirtv

0

0

15

وقتی خبر بارداری عروس را می شنود

Exirtv

0

0

27

⁣درد جستجوی معنا،
زخمی است که از ازل در جان انسان کاشته شده است،
زخمی که نه برای رنج که برای رشد است.

این درد مقدس، آتشی است که روح را می‌سوزاند تا او را از زنجیرهای حیوانی آزاد کند.

هر انسان، در میان گرداب زندگی، در جستجوی نوری است که وجودش را معنا بخشد؛ نوری که نه در غریزه که در اندیشه و شهود نهفته است.

این درد، همان چیزی است که انسان را از دیگر جانداران جدا می‌کند.

حیوانات، در چارچوب طبیعت، زندگی می‌کنند؛ اما انسان، فراتر از آن، به دنبال چیزی می‌گردد که جاودانه باشد، چیزی که فراتر از نیاز و بقا باشد. این جستجو، نشانی از روح الهی اوست؛ نیرویی که او را وادار می‌کند در آینه جهان بنگرد و از خود بپرسد: "من کیستم؟ و چرا هستم؟"

درد جستجوی معنا، هدیه‌ای است ازلی که هرچند تلخ، گوهری ناب در دل دارد.

این درد، انسان را از سطح به عمق می‌برد، از سایه به نور، و از پوچی به حقیقت. این درد، معجزه‌ای است که او را به انسان تبدیل کرده است.

ارادتمند
امیر مهرداد خسروی

Exirtv

0

0

15