شورت ویدئو ایجاد کردن

⁣ذهن خوشبخت،
فراتر از زنجیرهای ظاهری است؛

گوهری است که در عمق وجود انسان می‌درخشد،
نه در زرق‌وبرق مادی یا ژست‌های توخالی.

ذهنی که خوشبختی را در برند، مقام یا نمایش‌های بیرونی خلاصه می‌کند، چونان پرنده‌ای است که در قفس توهم گرفتار است؛
پروازی نمی‌کند و آزادی را نمی‌شناسد.

خوشبختی،
آینه‌ای درون است که تنها با صداقت قلب و آرامش روح شفاف می‌شود، نه با هیاهوی دنیا.

ذهنی که این حقیقت را دریابد، در سکوتی بی‌پایان، نغمه خوش زندگی را می‌شنود.

ارادتمند
امیر مهرداد خسروی

Exirtv

0

0

15

⁣.
خاطره‌ها همچون برگ‌های پاییزی‌اند؛
گاه با نسیمی آرام از شاخه‌های گذشته فرو می‌افتند و گاه طوفانی در دل به پا می‌کنند. برخی نرم و لطیف‌اند، چون عطر باران بر خاک تشنه، و برخی تیز و گزنده، چون خنجر بی‌رحم زمان.

آن‌ها ما را به کوچه‌های کودکی می‌برند، به خنده‌های بی‌دلیل، به چشمانی که روزی درخشان بودند و دست‌هایی که گرمایشان دیگر نیست. خاطره‌ها گاهی آرامش‌اند، گاهی اندوه، اما هرگز از میان نمی‌روند؛ تنها در گوشه‌ای از دل پنهان می‌شوند تا روزی دوباره از پسِ یک نغمه، یک عطر یا یک غروب، جان بگیرند و ما را به سفری بی‌پایان در گذشته ببرند.

خاطره‌ها، تکه‌هایی از گذشته‌اند که در دل زمان جاودانه می‌شوند. گاهی در میان شلوغی‌های زندگی، بی‌هوا از گوشه‌ای سر برمی‌آورند، لبخندی بر لب‌ها می‌نشانند یا چشمی را نمناک می‌کنند.

برخی، چون نسیم بهاری، لطیف و دلنشین‌اند؛ عطر کودکی، صدای خنده‌های بی‌پایان، نرمی دستانی که روزگاری دستانمان را در میان خود می‌فشردند. برخی دیگر، چون برگ‌های پاییزی، اندوهناک و غریب‌اند؛ لحظاتی که دیگر بازنمی‌گردند، نگاهی که در ازدحام سال‌ها گم شده است.

اما خاطره‌ها، چه شاد و چه غمگین، گنجینه‌های بی‌همتای روح‌اند. یادآور آنچه بوده‌ایم، آنچه آموخته‌ایم و آنچه قلبمان هنوز در هوای آن می‌تپد. و چه زیباست که در غروب‌های تنهایی، دست بر پنجره‌ی ذهن بکشیم و با لبخندی از عمق جان، به سرزمین خاطرات سلامی دوباره کنیم.

Exirtv

0

0

10

هستی شناسی با اکسیر

Exirtv

0

0

6

اوج بگیر، برای دیدن، نه دیده شدن

آرامش درون را نه در هیاهوی تحسین‌ها می‌یابی، نه در چشم‌های خیره‌ی دیگران.
آرامش، آن پرنده‌ی سپید و سبک‌بال، در دل آسمانی پرواز می‌کند که وسعتش را خودت می‌سازی، جایی که بادهای خودنمایی را خاموش کرده‌ای و تنها با جریان لطیف حقیقت همراه شده‌ای.

اوج گرفتن را بیاموز، اما نه برای آنکه دیگران تو را ببینند، بلکه برای آنکه تو خود، بهتر ببینی. وقتی از سطح زمین و هیاهوی روزمرگی فاصله می‌گیری، چشم‌هایت وسعت پیدا می‌کنند، جزئیات نادیده را کشف می‌کنی، رنگ‌ها را زلال‌تر می‌بینی و حقیقت را شفاف‌تر لمس می‌کنی.

پرواز کن، اما سبک. بار قضاوت‌های دیگران را از دوشت بینداز. پرواز کن، اما آرام. به سوی آسمانی که در آن، نه نیاز به فریاد است و نه عطشِ تأیید. فقط تویی، و جهانی که در آن، دیدن حقیقت از دیده شدن، ارزشمندتر است.
در دل آسمان بی‌کران، پرنده‌ای که اوج می‌گیرد، نه برای آن است که دیده شود، بلکه برای آن است که گستره‌ی زمین را بهتر ببیند. هر چه بالاتر رود، افق‌های تازه‌تری پیش چشمانش گشوده می‌شود، دریاها ژرف‌تر، کوه‌ها باصلابت‌تر و جاده‌ها پرمعناتر به نظر می‌آیند. او دیگر در بند شاخه‌ای نیست که باد بلرزاندش یا سنگی که سد راهش شود؛ آزادی‌اش در پرواز است، در رهایی از قید نگاه دیگران.

آرامش درون نیز چنین است؛ وقتی برای دیده شدن اوج بگیری، پروازت لرزان و مقصدت نامعلوم خواهد بود. اما اگر برای بهتر دیدن، برای درک عمیق‌تر، برای کشف حقیقت پر بگشایی، آن‌گاه آسمان درونت صاف و بی‌کران خواهد شد. در آن اوج، سکوتی شیرین در جانت می‌نشیند، و دیگر نیازی به تأیید کسی نخواهی داشت، چرا که خودت را، هستی را و زیبایی ناب را با چشم دل دیده‌ای.

پس پرواز کن، اما نه برای آنکه چشمی تو را ببیند، بلکه برای آنکه تو چشمانت را به حقیقت جهان بگشایی.

خانواده متعادل

0

0

17

شکوه آفرینش و حکمت الهی

Exirtv

0

0

13

⁣چرا فرزندم سریع از حرف‌هام عصبانی میشه؟

Exirtv

0

0

12