شورت ویدئو ایجاد کردن
ذهن خوشبخت،
فراتر از زنجیرهای ظاهری است؛
گوهری است که در عمق وجود انسان میدرخشد،
نه در زرقوبرق مادی یا ژستهای توخالی.
ذهنی که خوشبختی را در برند، مقام یا نمایشهای بیرونی خلاصه میکند، چونان پرندهای است که در قفس توهم گرفتار است؛
پروازی نمیکند و آزادی را نمیشناسد.
خوشبختی،
آینهای درون است که تنها با صداقت قلب و آرامش روح شفاف میشود، نه با هیاهوی دنیا.
ذهنی که این حقیقت را دریابد، در سکوتی بیپایان، نغمه خوش زندگی را میشنود.
ارادتمند
امیر مهرداد خسروی
خطبه ۱۲۸ نهجالبلاغه یکی از خطبههای مهم حضرت امام علی (ع) است که به موضوع علم غیب و آگاهی از امور آینده میپردازد. در این خطبه، امام علی (ع) به مسأله علم غیب اشاره میکند و تصریح میفرماید که علم غیب به طور مطلق مخصوص خداوند است و هیچکس جز او به همه امور غیب آگاه نیست. با این حال، امام در این خطبه توضیح میدهد که برخی اطلاعات از آینده و وقایع خاص ممکن است به وسیله پیامبران و امامان به آنها داده شود، اما این علم به شکل محدود و در چارچوب اراده و حکمت الهی است.
امام علی (ع) در بخشی از خطبه، با اشاره به اتفاقات آینده، بیان میکند که برخی از علوم را به او دادهاند که از بسیاری از وقایع، قبل از وقوع آنها آگاه است. با این حال، ایشان تأکید میکند که این علم را به اذن خدا دارد و این امر نباید با علم غیب مطلق الهی اشتباه گرفته شود.
نکته مهمی که امام علی (ع) در این خطبه بیان میفرماید، این است که داشتن این گونه اطلاعات، به معنای تسلط بر همه امور نیست و خداوند متعال است که مالک و عالم مطلق همه چیز است. ایشان همچنین اشاره میکند که افشای تمام این اطلاعات ممکن است به مصلحت نباشد و گاه بر اساس حکمت الهی برخی امور پوشیده میماند.
ارادتمند
امیر مهرداد خسروی
آیا تا کنون شب را در جنگلی به صبح رسانده ایید ؟
تجربه بینظیریست .
صبح در دل جنگل، همچون پردهای از نور و رنگ است که آرامآرام از میان شاخههای درختان سر برمیآورد و همه جا را در آغوش گرمی خود میگیرد. شبنمهای لطیف که بر برگها و گلها نشستهاند، زیر تابش اولین پرتوهای خورشید به جواهراتی درخشان بدل میشوند، گویی که خود طبیعت با دست هنرمندش، آنها را به نمایش گذاشته است.
در این بیداری طبیعت، صدای زندگی به گوش میرسد؛ آواز پرندگان که با ترانههای دلنشینشان، فضا را پر میکنند و نغمههایشان همچون لالاییای شیرین در گوش جنگل میپیچد. باد نرم و ملایم میان درختان میوزد و برگها را به رقصی آرام و موزون دعوت میکند. درختان با قامت بلند و ریشههای عمیقشان، همچون نگهبانانی ایستادهاند که در سکوتی باوقار، نظارهگر طلوع روزی تازه هستند.
هر قدم که در میان جنگل برمیداری، زندگی را در سادهترین و اصیلترین شکلش لمس میکنی. صدای جویبارانی که از دل کوهها جاری شده و با شور و نشاط به سوی دریاها روان است، همچون سمفونیای بینظیر، روح را نوازش میدهد. عطر خاک مرطوب و بوی تازه گیاهان، حواس را بیدار میکند و به تو یادآور میشود که زندگی در هر ذرهای از طبیعت جریان دارد.
در این گوشه از جهان، حتی جایی که انسان هنوز نتوانسته ردپای سنگین خود را بر آن بگذارد، جنگل با تمام شکوه و عظمتش، نمادی از پایداری و تداوم زندگی است. هر درخت، هر گیاه، و هر جانوری که در این طبیعت بکر زیست میکند، داستانی از بقا و هماهنگی با جهان پیرامون خود دارد.
صبح در جنگل، نه تنها شروع روزی تازه، بلکه شروع دوبارهای برای روح و ذهن است. اینجا، در آغوش طبیعت، میتوان لحظاتی را به دور از هیاهوی زندگی شهری یافت و با جریان آرام و بیوقفهی زندگی همگام شد. طبیعت با تمام زیباییها و رمز و رازهایش، همچون مادری مهربان، آغوش خود را به روی ما باز میکند و به یادمان میآورد که ما نیز جزیی از این جهان بیانتها هستیم، و زندگی، با همه پیچیدگیها و فراز و نشیبهایش، همچون جویباری آرام، در دل زمان جاری است.
اینها همه پیام خداوند است که با ما اینگونه سخن می گوید .


