شورت ویدئو ایجاد کردن
ذهن خوشبخت،
فراتر از زنجیرهای ظاهری است؛
گوهری است که در عمق وجود انسان میدرخشد،
نه در زرقوبرق مادی یا ژستهای توخالی.
ذهنی که خوشبختی را در برند، مقام یا نمایشهای بیرونی خلاصه میکند، چونان پرندهای است که در قفس توهم گرفتار است؛
پروازی نمیکند و آزادی را نمیشناسد.
خوشبختی،
آینهای درون است که تنها با صداقت قلب و آرامش روح شفاف میشود، نه با هیاهوی دنیا.
ذهنی که این حقیقت را دریابد، در سکوتی بیپایان، نغمه خوش زندگی را میشنود.
ارادتمند
امیر مهرداد خسروی
تبریک میگم به آقا کامبیز بابت شجاعت و برگشتشون🌺👏
فراموش نکنیم که #مهاجرت_موفقیت_نیست
و نگذاریم بقیه با حرف هاشون اذیتمون کنن و بهشون بفهمونیم #برگشتن_شکست_نیست
مهاجرت نه خوبه و نه بده انتخاب شخصی هر فردیه، منتها باید با برنامه ریزی باشه تا بدونیم توی کشور مقصد چه کاری رو قراره پیش ببریم نه اینکه فقط با هدف فرار باشه وگرنه اونجا بیچاره میشیم.
همچنین یادمون باشه پل های پشت سرمون رو خراب نکنیم و سرمایه هامون رو توی ایران از دست ندیم تا اگه نظرمون عوض شد بتونیم برگردیم.
آیا تا کنون شب را در جنگلی به صبح رسانده ایید ؟
تجربه بینظیریست .
صبح در دل جنگل، همچون پردهای از نور و رنگ است که آرامآرام از میان شاخههای درختان سر برمیآورد و همه جا را در آغوش گرمی خود میگیرد. شبنمهای لطیف که بر برگها و گلها نشستهاند، زیر تابش اولین پرتوهای خورشید به جواهراتی درخشان بدل میشوند، گویی که خود طبیعت با دست هنرمندش، آنها را به نمایش گذاشته است.
در این بیداری طبیعت، صدای زندگی به گوش میرسد؛ آواز پرندگان که با ترانههای دلنشینشان، فضا را پر میکنند و نغمههایشان همچون لالاییای شیرین در گوش جنگل میپیچد. باد نرم و ملایم میان درختان میوزد و برگها را به رقصی آرام و موزون دعوت میکند. درختان با قامت بلند و ریشههای عمیقشان، همچون نگهبانانی ایستادهاند که در سکوتی باوقار، نظارهگر طلوع روزی تازه هستند.
هر قدم که در میان جنگل برمیداری، زندگی را در سادهترین و اصیلترین شکلش لمس میکنی. صدای جویبارانی که از دل کوهها جاری شده و با شور و نشاط به سوی دریاها روان است، همچون سمفونیای بینظیر، روح را نوازش میدهد. عطر خاک مرطوب و بوی تازه گیاهان، حواس را بیدار میکند و به تو یادآور میشود که زندگی در هر ذرهای از طبیعت جریان دارد.
در این گوشه از جهان، حتی جایی که انسان هنوز نتوانسته ردپای سنگین خود را بر آن بگذارد، جنگل با تمام شکوه و عظمتش، نمادی از پایداری و تداوم زندگی است. هر درخت، هر گیاه، و هر جانوری که در این طبیعت بکر زیست میکند، داستانی از بقا و هماهنگی با جهان پیرامون خود دارد.
صبح در جنگل، نه تنها شروع روزی تازه، بلکه شروع دوبارهای برای روح و ذهن است. اینجا، در آغوش طبیعت، میتوان لحظاتی را به دور از هیاهوی زندگی شهری یافت و با جریان آرام و بیوقفهی زندگی همگام شد. طبیعت با تمام زیباییها و رمز و رازهایش، همچون مادری مهربان، آغوش خود را به روی ما باز میکند و به یادمان میآورد که ما نیز جزیی از این جهان بیانتها هستیم، و زندگی، با همه پیچیدگیها و فراز و نشیبهایش، همچون جویباری آرام، در دل زمان جاری است.
اینها همه پیام خداوند است که با ما اینگونه سخن می گوید .


