فيديو قصير خلق
زندگی کردن هنری است که باید از کودکی آموخت.
کودکان نیاز دارند تا با طبیعت، خلاقیت، و تعامل واقعی با جهان پیرامون خود رشد کنند و معنای زندگی را درک کنند.
اما متأسفانه، شرایط زندگی امروز به گونهای پیش رفته که کودکان به جای تجربه لحظههای واقعی، در دنیای مجازی و بازیهای آنلاین محصور شدهاند.
این سبک زندگی نه تنها ارتباط آنها با طبیعت و انسانها را کمرنگ میکند، بلکه بر رشد عاطفی، ذهنی و اجتماعی آنها نیز تأثیر منفی میگذارد.
آموزش درست زندگی باید شامل ارتباط با طبیعت، مهارتهای اجتماعی و آگاهی از ارزشهای واقعی زندگی باشد تا نسل آینده بتواند در برابر چالشهای دنیای مدرن مقاومتر و متعادلتر رشد کند.
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكّٰاهَا
بهراستی رستگار شد آنکه جان خویش را پاکیزه ساخت.
این آیه، فریادی از عمق جان است که راه سعادت را در تزکیه نفس و پالایش درون نشان میدهد. گویی به ما میگوید: رستگاری نه در ثروت است و نه در مقام، بلکه در زلالکردن روح و پیوند آن با خالق است
کسی که آینه دلش را از زنگار گناهان میزداید، به روشنایی آرامش و کامیابی دست مییابد. پاکیزگی نفس، سفر به سوی اصل خویش است؛ سفری که در آن انسان از خاک تا افلاک اوج میگیرد و طعم حقیقی فلاح و کامیابی را میچشد
این آیه ، چون شعلهای فروزان در دل قرآن، بشر را به حقیقتی جاودانه دعوت میکند: رستگاری در گرو تزکیه نفس است. فرآیندی است که انسان را از زنجیرهای نفسانی رهایی میبخشد و به سوی صفا و طهارت روح رهنمون میسازد.
پاکی نفس، چون باغی است که در آن نهالهای ایمان، تقوا و عشق به خالق میرویند. هر آنکه دل خویش را از آلودگیها و غفلتها بپیراید و به نور معرفت آراسته کند، به سعادت ابدی دست خواهد یافت. این آیه ما را به تعمق در خویشتن و ساختن بنای روحی دعوت میکند که پایدارترین سرمایه انسان در دنیا و آخرت است
ارادتمند
امیر مهرداد خسروی
.
شیطان،
آن موجود راندهشده از درگاه الهی،
چهرهای است که در پس تاریکیهای بیانتهای جهان پنهان است.
او از نور حقانی محروم گشته
و در گرداب ظلمت و غرور غرق شده است.
روزی از فرشتگان مقرب بود، اما طغیان و سرکشی او را به قعر نابودی و خسران ابدی کشاند.
شیطان نه تنها دشمنی با انسان را از روز نخست در دل داشت،
بلکه در کینهتوزی و فریبکاری چیرهدست شد.
او به انسان وعدههای فریبنده میدهد،
درون دلها وسوسه میکارد،
و زشتیها را چون جامهای زرین به چشم میآورد.
او میخواهد انسان را از اوج بندگی به حضیض گمراهی فرو اندازد، و سرنوشتی شبیه به خویش برای او رقم زند.
اما شیطان،
هر چند که فریبنده است،
اسیر نادانی خویش است؛
چرا که نمیداند نور ایمان،
همچون سپری است که هیچ ترفند و نیرنگی بر آن کارگر نمیشود.
انسانِ آگاه و بیدار، او را دشمنی میداند که تنها با نیروی تقوا و پناه بردن به خدا میتوان از گزندش در امان ماند.
شیطان،
همچنان در کمین است،
اما قلبهای آکنده از عشق الهی هرگز میدان تاخت و تاز او نخواهد بود.
خدایا ما را محافظت بفرما
ارادتمند
امیر مهرداد خسروی
در گذشتههای دور زندگی ،
روزگاری بود که زندگی سادهتر و آرامتر می گذشت .
کوچهها پر از صدای خنده کودکان و زمزمههای دلنشین پیران بود.
خانهها با دیوارهای کاهگلی
و حیاطهای بزرگ پر از درختان پرثمر،
مکانی برای گردهمایی و مهربانی آدمها بود.
مردم، با دلی پاک و دستهایی خالی از تکنولوژیهای امروزی،
در کنار هم زیستند،
و ارزشهای انسانی نیز در بالاترین مقام قرار داشت.
شبها،
زیر نور ماه و ستارگان،
داستانهای قدیمی و افسانهها نقل میشد
و صدای آرامشبخش آب در جویبارها روح را نوازش میداد.
آن روزگار ، دلها به یکدیگر نزدیکتر بود
و زندگی، با تمام سادگیاش،
بوی صفا و مهر میداد.
آنچه در آن روزهای خوب بود،
بوی عطر گلهای یاس می داد و در حیاطهای قدیمی ، صدای نسیم در میان شاخههای درختان،
دلبری بود که دلها را به هم پیوند میداد و از یاد ها را به عشق می نشاند .
هر لحظه از آن روزگار،
شعری بود که با مهر و دوستی نوشته شده بود
و اینگونه بود که در دل تاریخ جاودانه ماند.
ارادتمند
امیر مهرداد خسروی

