شورت ویدئو ایجاد کردن
هر انسان دارای استعدادها و قابلیتهای منحصر به فردی است که ناشی از ویژگیهای ژنتیکی، محیطی و تجربیات فردی اوست. این ویژگیها باعث میشوند که هر فرد مسیر رشد و پیشرفت خاص خود را دنبال کند. بنابراین، مقایسه کردن استعداد فرزندمان با دیگران، علاوه بر اینکه غیرمنصفانه است، میتواند به کاهش اعتماد به نفس او منجر شود و باعث شود که احساس ناتوانی کند.
تحقیقات علمی نشان میدهند که هر فرد تواناییها و قابلیتهای ویژهای دارد که ممکن است در زمینههای مختلف مانند هنر، علم، ورزش یا مهارتهای اجتماعی ظاهر شوند. مقایسه کردن استعداد یک کودک با دیگری، میتواند نه تنها انگیزه او را از بین ببرد، بلکه باعث شود که کودک نتواند به شکلی خلاقانه و آزادانه تواناییهای خود را کشف و توسعه دهد.
به جای مقایسه، بهتر است والدین به فرزندان خود کمک کنند تا استعدادهایشان را شناسایی کرده و آنها را تقویت کنند. این امر موجب افزایش اعتماد به نفس و رشد شخصیتی سالم میشود. هر کودک دارای قابلیتهایی است که با توجه و حمایت میتواند به موفقیتهای بزرگ دست یابد. توجه به نیازهای فردی هر کودک، حمایت از علایق او و تشویق به خلاقیت، بهترین راه برای پرورش استعدادهای منحصر به فرد اوست.
جان، گوهر ناب هستی است که در آرامش و تعالی انسان نقشی اساسی دارد. مولانا در این بیت زیبا به حقیقتی ژرف اشاره میکند:
"پس بزرگان این نگفتند از گزاف
جسم پاکان عین جان افتاد صاف"
او بر این باور است که جانِ انسانهای پاک همچون آیینهای صاف و بیغل و غش است که بازتابی از نور حقیقت و آرامش را در خود جای داده است.
توجه به جان، نه تنها موجب درک عمیقتر از معنای زندگی میشود، بلکه آرامشی زلال و ناب به همراه میآورد.
آرامش حقیقی زمانی به دست میآید که انسان، از سطح ظاهر به عمق جان خویش سفر کند و این گوهر ناب را به یاد آورد؛ چرا که جان، سرچشمه عشق و آگاهی است و هر تلاشی برای صافتر ساختن این آیینه، دریچهای تازه به سوی حقیقت میگشاید.
ارادتمند
امیر مهرداد خسروی
در گذشتههای دور زندگی ،
روزگاری بود که زندگی سادهتر و آرامتر می گذشت .
کوچهها پر از صدای خنده کودکان و زمزمههای دلنشین پیران بود.
خانهها با دیوارهای کاهگلی
و حیاطهای بزرگ پر از درختان پرثمر،
مکانی برای گردهمایی و مهربانی آدمها بود.
مردم، با دلی پاک و دستهایی خالی از تکنولوژیهای امروزی،
در کنار هم زیستند،
و ارزشهای انسانی نیز در بالاترین مقام قرار داشت.
شبها،
زیر نور ماه و ستارگان،
داستانهای قدیمی و افسانهها نقل میشد
و صدای آرامشبخش آب در جویبارها روح را نوازش میداد.
آن روزگار ، دلها به یکدیگر نزدیکتر بود
و زندگی، با تمام سادگیاش،
بوی صفا و مهر میداد.
آنچه در آن روزهای خوب بود،
بوی عطر گلهای یاس می داد و در حیاطهای قدیمی ، صدای نسیم در میان شاخههای درختان،
دلبری بود که دلها را به هم پیوند میداد و از یاد ها را به عشق می نشاند .
هر لحظه از آن روزگار،
شعری بود که با مهر و دوستی نوشته شده بود
و اینگونه بود که در دل تاریخ جاودانه ماند.
ارادتمند
امیر مهرداد خسروی


