شورت ویدئو ایجاد کردن
.
نگاهها
دروازههایی هستند که
به دنیایی از احساسات و افکار گشوده میشوند؛
دنیایی که در سکوت خویش،
پر از نجواهای نشنیده و داستانهای ناگفته است.
هر نگاه، جملهای ناتمام از کتابی نانوشته است؛
و هر پلک زدن،
ورق خوردن صفحهای از آن کتاب.
در پسِ چشمانِ خاموش، گفتگوهایی جریان دارد
که با هیچ زبانی نمیتوان به آنها معنا بخشید.
این نگاهها، بار سنگینی از حرفهای نهان را با خود حمل میکنند؛
گاه سخنی از عشق،
گاه نجوایی از غم،
و گاه افشایی از امیدی پنهان.
هر نگاه،
پنجرهای است که به روح انسان گشوده میشود،
و در آن لحظات کوتاه،
هزاران واژهی ناگفته
به جان مخاطب رسوخ میکند.
آری،
نگاهها شاید در سکوت غرق باشند،
اما در دل خود دنیایی از گفتگوهای نشنیده
و سخنان ناگفته را جای دادهاند؛
کافیست تا چشمها به یکدیگر گره بخورند
تا از عمقِ این دریای خاموش،
گوهرهایی بیپایان از احساسات را دریابی.
ارادتمند
امیر مهرداد خسروی
وقتی روی چشم زوم میشه انگار وارد یک دنیای دیگه میشیم. چشمهای ما حدود ۱۳۰ میلیون سلول حساس به نور دارند. از این تعداد، تقریباً ۱۲۰ میلیون سلول میلهای هستند که در شبکیه پراکنده شدهاند و نقش اصلی آنها دید در نور کم، تشخیص حرکت و تفکیک سایهها و تاریکیهاست. این سلولها حساسیت بالایی به نور دارند اما رنگ را تشخیص نمیدهند.
حدود ۶ تا ۷ میلیون سلول مخروطی نیز در شبکیه وجود دارند، که بیشتر در ناحیه فووئا مرکز دید واضح، متمرکز شدهاند. این سلولها مسئول دید رنگی و تشخیص جزئیات در نور روشن هستند و به سه دسته تقسیم میشوند: حساس به نور قرمز، حساس به نور سبز، حساس به نور آبی.
ترکیب عملکرد این سه نوع سلول مخروطی به مغز اجازه میدهد تا طیف وسیعی از رنگها را درک کند، فرایندی که به آن دید سهرنگی گفته میشود.
حکمت ۱۳۰ نهج البلاغه یکی از بیانات مهم و تأملبرانگیز امام علی (ع) است که به حقیقت زندگی و مرگ اشاره دارد. در این حکمت، امام علی (ع) با نگاهی عمیق به فلسفهی زندگی و مرگ، به نوعی با مردگان سخن میگوید و مخاطبان خود را به تفکر در مورد ناپایداری دنیا و حتمیت مرگ دعوت میکند.
امام علی (ع) در این حکمت به شکلی توصیفی و اثرگذار، از مردگان میپرسد: «أینَ الّذینَ عَمَّروا الدُّنْیا و سارُوا فیها طُولاً و عَرْضاً؟ أینَ الّذینَ بَنَوُا المَشیدات و جَمَعُوا الأموال؟». او در این بخش به کسانی اشاره دارد که در دنیا سرمایههای زیادی جمع کردند، ساختمانهای بلند و محکم ساختند، اما اکنون اثری از آنها باقی نمانده است. این افراد که روزی در اوج قدرت و ثروت بودند، حالا به خاک پیوستهاند و از دنیا رفتهاند.
سپس، امام علی (ع) از عبرتگیری از مرگ سخن میگوید و یادآوری میکند که همه انسانها در نهایت به سوی مرگ میروند و آنچه از آنها باقی میماند، فقط اعمال و رفتارشان است. او با این بیان قصد دارد تا توجه انسانها را از دلبستگی به دنیا به سوی حقیقتی پایدارتر یعنی آخرت و جاودانگی روح هدایت کند.
این حکمت یادآور این نکته است که مرگ پایان زندگی دنیوی نیست، بلکه آغاز سفری به سوی عالمی دیگر است و اعمال نیک و بد انسانها تعیینکننده سرنوشت نهایی آنها خواهد بود.
اوج این تعابیر خبر از بهترین زاد و توشه برای سفر پس از مرگ است : تقوا و پرهیزکاری !
حالا وضع ما چگونه است ؟ تقوا ؟ پرهیزکاری ؟
رفتارمان با مردم ، با همسر و فرزند ، با همسایه و همکار !
درآمدها چطور است ؟ حلال ؟ حرام ؟ رشوه ؟ ربا ؟
خدا به دادمان برسد .
نظر شما درباره این بیانات چیست ؟ لطفا کامنت بگذارید .
ارادتمند
امیر مهرداد خسروی

