شورت ویدئو ایجاد کردن
.
همسر خوب گوهر نادری است که خداوند در میان بندگانش قرار داده است.
او همچون نسیمی آرامبخش،
خانه و زندگی را پر از نور و آرامش میکند.
هرگاه دل آشفته شود،
نگاه مهربان او آرامشبخش دلهاست.
همسر خوب نه تنها شریک زندگی،
بلکه همراهی است که در همهٔ لحظات سخت و آسان، در کنار ما میماند و با دل و جان، پایههای زندگی را مستحکم میکند.
او سایهای است که در گرمای زندگی، آرامش و امنیت را به ارمغان میآورد.
همسر خوب، آینهای از مهر و وفاست که انسان را به سوی خیر و نیکی هدایت میکند و مسیر زندگی را به سوی سعادت و خوشبختی هموار میسازد.
*وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ*
(سوره روم، آیه ۲۱)
و از نشانههای او این است که از [جنس] خودتان همسرانی برای شما آفرید تا نزد آنان آرامش یابید و میان شما محبت و مهربانی قرار داد. همانا در این [امر] برای مردمی که تفکر میکنند نشانههایی است.
ارادتمند
امیر مهرداد خسروی
وقتی روی چشم زوم میشه انگار وارد یک دنیای دیگه میشیم. چشمهای ما حدود ۱۳۰ میلیون سلول حساس به نور دارند. از این تعداد، تقریباً ۱۲۰ میلیون سلول میلهای هستند که در شبکیه پراکنده شدهاند و نقش اصلی آنها دید در نور کم، تشخیص حرکت و تفکیک سایهها و تاریکیهاست. این سلولها حساسیت بالایی به نور دارند اما رنگ را تشخیص نمیدهند.
حدود ۶ تا ۷ میلیون سلول مخروطی نیز در شبکیه وجود دارند، که بیشتر در ناحیه فووئا مرکز دید واضح، متمرکز شدهاند. این سلولها مسئول دید رنگی و تشخیص جزئیات در نور روشن هستند و به سه دسته تقسیم میشوند: حساس به نور قرمز، حساس به نور سبز، حساس به نور آبی.
ترکیب عملکرد این سه نوع سلول مخروطی به مغز اجازه میدهد تا طیف وسیعی از رنگها را درک کند، فرایندی که به آن دید سهرنگی گفته میشود.
.
زندگی
همچون رودخانهای است که بیوقفه میگذرد
و لحظاتش همانند قطرات زلالی هستند
که در پیچ و تاب مسیر گم میشوند.
در این جریان بیپایان،
ما انسانها اغلب بیتوجه و غرق در روزمرگی، ارزش حقیقی این لحظات ناب را درک نمیکنیم.
هر روز، هر ساعت، هر ثانیه همچون گوهری است که به آرامی از دستمان میلغزد و در عمق فراموشی فرو میرود.
در تلاطم این زندگی،
ما گاه آنقدر درگیر دغدغهها و دلمشغولیها میشویم
که از دیدن زیباییهای ساده و بیپیرایهای که در هر گوشهای از زندگی نهفته است،
غافل میمانیم.
دمی درنگ نمیکنیم تا از عطر گلهای بهاری لذت ببریم،
به صدای پرندگان گوش بسپاریم،
یا حتی لحظهای به نگاه کودکانهای که با شوق به ما دوخته شده است، توجه کنیم.
این لحظات گرانبها،
همچون سایههایی گذرا،
به سرعت از برابر چشمانمان عبور میکنند،
و ما که در پی رویاهای دوردست و خیالات دستنیافتنی هستیم، نمیدانیم که چگونه آنها را به بیهودگی هدر میدهیم.
شاید وقتی بیدار شویم که دیگر دیر شده باشد، و تنها حسرتی از لحظات از دست رفته در دلهایمان باقی بماند.
کاش به خود بیاییم و آگاهانه تر زندگی کنیم،
با چشمهایی باز
و قلبی آکنده از سپاسگزاری،
تا قدر این لحظات بیهمتا را بدانیم
و آنها را به چیزی فراتر از پوچی و روزمرگی
بدل کنیم.
ارادتمند
امیر مهرداد خسروی

