شورت ویدئو ایجاد کردن
این ویدیو در حال پردازش است، لطفاً چند دقیقه دیگر برگردید
هر صبح یا هر ساعتی که روزت را آغاز میکنی،
نعمات الهی را درنظر بیاور و شکر کن .🙏🏼
فهرست نعمات را بنویس📝
سپس دلیل شاکر بودنت از هر نعمت را بنویس.🤔
وقتی دلیل شکرگزاری ات را در مورد چیزی ، فرد یا وضعیتی مینویسی، حال و هوای شکرگزاری را بسیار عمیق تر احساس میکنی.
✨👌یادت باشد که اعجاز شکرگزاری طبق میزان احساسات تو روی می دهد!
بنابراین با هر موردی در فهرست خودت بنویس که چرا از این بابت شکرگزار هستی. 🙏🏼
وقتی نوشتن فهرست ده نعمت خودت را تمام کردی،
آنها را هم در ذهنت و هم با صدای بلند بخوان.
وقتی به آخر هر نعمتی رسیدی، عبارت اعجار آفرین
خدایا شکرت، خدایا شکرت،
خدایا شکرت را بگو .
تا جایی که ممکن است درطول روز در احساس شکرگزاری باش .
چرا که...
شکر نعمت نعمتت افزون کند .
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
زندگی کردن هنری است که باید از کودکی آموخت.
کودکان نیاز دارند تا با طبیعت، خلاقیت، و تعامل واقعی با جهان پیرامون خود رشد کنند و معنای زندگی را درک کنند.
اما متأسفانه، شرایط زندگی امروز به گونهای پیش رفته که کودکان به جای تجربه لحظههای واقعی، در دنیای مجازی و بازیهای آنلاین محصور شدهاند.
این سبک زندگی نه تنها ارتباط آنها با طبیعت و انسانها را کمرنگ میکند، بلکه بر رشد عاطفی، ذهنی و اجتماعی آنها نیز تأثیر منفی میگذارد.
آموزش درست زندگی باید شامل ارتباط با طبیعت، مهارتهای اجتماعی و آگاهی از ارزشهای واقعی زندگی باشد تا نسل آینده بتواند در برابر چالشهای دنیای مدرن مقاومتر و متعادلتر رشد کند.
.
خاطرهها همچون برگهای پاییزیاند؛
گاه با نسیمی آرام از شاخههای گذشته فرو میافتند و گاه طوفانی در دل به پا میکنند. برخی نرم و لطیفاند، چون عطر باران بر خاک تشنه، و برخی تیز و گزنده، چون خنجر بیرحم زمان.
آنها ما را به کوچههای کودکی میبرند، به خندههای بیدلیل، به چشمانی که روزی درخشان بودند و دستهایی که گرمایشان دیگر نیست. خاطرهها گاهی آرامشاند، گاهی اندوه، اما هرگز از میان نمیروند؛ تنها در گوشهای از دل پنهان میشوند تا روزی دوباره از پسِ یک نغمه، یک عطر یا یک غروب، جان بگیرند و ما را به سفری بیپایان در گذشته ببرند.
خاطرهها، تکههایی از گذشتهاند که در دل زمان جاودانه میشوند. گاهی در میان شلوغیهای زندگی، بیهوا از گوشهای سر برمیآورند، لبخندی بر لبها مینشانند یا چشمی را نمناک میکنند.
برخی، چون نسیم بهاری، لطیف و دلنشیناند؛ عطر کودکی، صدای خندههای بیپایان، نرمی دستانی که روزگاری دستانمان را در میان خود میفشردند. برخی دیگر، چون برگهای پاییزی، اندوهناک و غریباند؛ لحظاتی که دیگر بازنمیگردند، نگاهی که در ازدحام سالها گم شده است.
اما خاطرهها، چه شاد و چه غمگین، گنجینههای بیهمتای روحاند. یادآور آنچه بودهایم، آنچه آموختهایم و آنچه قلبمان هنوز در هوای آن میتپد. و چه زیباست که در غروبهای تنهایی، دست بر پنجرهی ذهن بکشیم و با لبخندی از عمق جان، به سرزمین خاطرات سلامی دوباره کنیم.
دنیا، همچون کتابی پیچیده و در عین حال منظم است که هر ورق آن با قوانینی مشخص و بیچونوچرا نوشته شده است. این قوانین، بهسان ریسمانهایی نامرئی اما قدرتمند، تمام عناصر هستی را به یکدیگر پیوند داده و هر پدیدهای، چه کوچک و چه بزرگ، در چارچوب این اصول قرار میگیرد. از گردش ستارگان در کهکشان تا رویش یک دانه در دل خاک، همگی پیرو این نظم حیرتانگیز هستند.
انسانها نیز بخشی از این جهان منظماند، اما تفاوتی اساسی با دیگر موجودات دارند؛ آنان قادرند بیاموزند، درک کنند و به آگاهی برسند. در این میان، انسانهایی موفق خواهند بود که بتوانند خود را با این نظم هماهنگ سازند و قوانین نانوشته زندگی را بیاموزند. این قوانین، نه تنها در فیزیک و طبیعت، بلکه در روان و روابط اجتماعی نیز جاری است.
آموختن قانون زندگی به معنای فهم عمیقتر از جایگاه خود در این جهان است؛ یعنی شناخت زمان و مکان، پذیرش مسئولیتها و درک درست از ارتباطات. آنان که این قانون را نادیده میگیرند، همچون کسی هستند که در تاریکی بیانتها قدم برمیدارند، بدون آنکه جهت و مقصدی داشته باشند. اما آنها که این دانش را کسب میکنند، با هر گام، روشنایی بیشتری در مسیر زندگیشان مییابند و موفقیتهای بزرگ را در آغوش میگیرند.
در نهایت، دنیا همواره به کسانی لبخند میزند که قوانین آن را با فروتنی و آگاهی میپذیرند و در این مسیر، نه تنها به کامیابی فردی میرسند، بلکه سهمی در زیبایی و نظم بیشتر این جهان دارند.
ارادتمند
امیر مهرداد خسروی
روایت مورد نظر اینگونه است:
«مَنِ استَوَى یَوماهُ فَهُوَ مَغبونٌ، وَ مَن کانَ غَدُهُ شَرَّ یَوماهُ فَهُوَ مَلعونٌ، وَ مَن لَمْ یَتَفَقَّدِ النُّقْصانَ فی نَفسِهِ دامَ نُقصانُهُ، وَ مَن کانَ إلی النُّقصانِ فَالموتُ خَیرٌ لَهُ مِنَ الحَیاةِ.»
«کسی که دو روزش مساوی باشد، مغبون (زیانکار) است؛ و کسی که روز بعدش بدتر از روز قبلش باشد، ملعون (نفرینشده) است؛ و کسی که به کاهش و نقصان خویش توجه نکند، نقصانش ادامه خواهد یافت؛ و کسی که به سمت نقصان پیش برود، مرگ برای او بهتر از زندگی است.»
این روایت از حضرت امام جعفر صادق (علیهالسلام) نقل شده است و در کتاب «مصباح الشریعة» آمده است.
سند:
1. مصباح الشریعة ، باب 100، صفحه 9
2. بحارالانوار، جلد 71، صفحه 172
این حدیث به طور کلی بر اهمیت پیشرفت و بهبود مستمر در زندگی انسان و نیز پرهیز از رکود و پسرفت تأکید دارد.
ارادتمند
امیر مهرداد خسروی


