شورت ویدئو ایجاد کردن

این ویدیو در حال پردازش است، لطفاً چند دقیقه دیگر برگردید

راه نشاط و شادمانی

روانشناسی

0

0

5

مهران غفوریان

روانشناسی

0

0

14

⁣.
شیطان،
آن موجود رانده‌شده از درگاه الهی،
چهره‌ای است که در پس تاریکی‌های بی‌انتهای جهان پنهان است.

او از نور حقانی محروم گشته
و در گرداب ظلمت و غرور غرق شده است.

روزی از فرشتگان مقرب بود، اما طغیان و سرکشی او را به قعر نابودی و خسران ابدی کشاند.

شیطان نه تنها دشمنی با انسان را از روز نخست در دل داشت،
بلکه در کینه‌توزی و فریب‌کاری چیره‌دست شد.
او به انسان وعده‌های فریبنده می‌دهد،
درون دل‌ها وسوسه می‌کارد،
و زشتی‌ها را چون جامه‌ای زرین به چشم می‌آورد.

او می‌خواهد انسان را از اوج بندگی به حضیض گمراهی فرو اندازد، و سرنوشتی شبیه به خویش برای او رقم زند.

اما شیطان،
هر چند که فریبنده است،
اسیر نادانی خویش است؛
چرا که نمی‌داند نور ایمان،
همچون سپری است که هیچ ترفند و نیرنگی بر آن کارگر نمی‌شود.

انسانِ آگاه و بیدار، او را دشمنی می‌داند که تنها با نیروی تقوا و پناه بردن به خدا می‌توان از گزندش در امان ماند.

شیطان،
همچنان در کمین است،
اما قلب‌های آکنده از عشق الهی هرگز میدان تاخت و تاز او نخواهد بود.

خدایا ما را محافظت بفرما

ارادتمند
امیر مهرداد خسروی

Exirtv

0

0

14

⁣جان، گوهر ناب هستی است که در آرامش و تعالی انسان نقشی اساسی دارد. مولانا در این بیت زیبا به حقیقتی ژرف اشاره می‌کند:

"پس بزرگان این نگفتند از گزاف
جسم پاکان عین جان افتاد صاف"

او بر این باور است که جانِ انسان‌های پاک همچون آیینه‌ای صاف و بی‌غل و غش است که بازتابی از نور حقیقت و آرامش را در خود جای داده است.

توجه به جان، نه تنها موجب درک عمیق‌تر از معنای زندگی می‌شود، بلکه آرامشی زلال و ناب به همراه می‌آورد.

آرامش حقیقی زمانی به دست می‌آید که انسان، از سطح ظاهر به عمق جان خویش سفر کند و این گوهر ناب را به یاد آورد؛ چرا که جان، سرچشمه عشق و آگاهی است و هر تلاشی برای صاف‌تر ساختن این آیینه، دریچه‌ای تازه به سوی حقیقت می‌گشاید.

ارادتمند
امیر مهرداد خسروی

Exirtv

0

0

14

⁣.
نگاه‌ها
دروازه‌هایی هستند که
به دنیایی از احساسات و افکار گشوده می‌شوند؛
دنیایی که در سکوت خویش،
پر از نجواهای نشنیده و داستان‌های ناگفته است.

هر نگاه، جمله‌ای ناتمام از کتابی نانوشته است؛
و هر پلک زدن،
ورق خوردن صفحه‌ای از آن کتاب.

در پسِ چشمانِ خاموش، گفتگوهایی جریان دارد
که با هیچ زبانی نمی‌توان به آن‌ها معنا بخشید.

این نگاه‌ها، بار سنگینی از حرف‌های نهان را با خود حمل می‌کنند؛

گاه سخنی از عشق،
گاه نجوایی از غم،
و گاه افشایی از امیدی پنهان.

هر نگاه،
پنجره‌ای است که به روح انسان گشوده می‌شود،
و در آن لحظات کوتاه،
هزاران واژه‌ی ناگفته
به جان مخاطب رسوخ می‌کند.

آری،
نگاه‌ها شاید در سکوت غرق باشند،
اما در دل خود دنیایی از گفتگوهای نشنیده
و سخنان ناگفته را جای داده‌اند؛

کافیست تا چشمها به یکدیگر گره بخورند
تا از عمقِ این دریای خاموش،
گوهرهایی بی‌پایان از احساسات را دریابی.

ارادتمند
امیر مهرداد خسروی

Exirtv

0

0

15