شورت ویدئو ایجاد کردن
تبریک میگم به آقا کامبیز بابت شجاعت و برگشتشون🌺👏
فراموش نکنیم که #مهاجرت_موفقیت_نیست
و نگذاریم بقیه با حرف هاشون اذیتمون کنن و بهشون بفهمونیم #برگشتن_شکست_نیست
مهاجرت نه خوبه و نه بده انتخاب شخصی هر فردیه، منتها باید با برنامه ریزی باشه تا بدونیم توی کشور مقصد چه کاری رو قراره پیش ببریم نه اینکه فقط با هدف فرار باشه وگرنه اونجا بیچاره میشیم.
همچنین یادمون باشه پل های پشت سرمون رو خراب نکنیم و سرمایه هامون رو توی ایران از دست ندیم تا اگه نظرمون عوض شد بتونیم برگردیم.
اوج بگیر، برای دیدن، نه دیده شدن
آرامش درون را نه در هیاهوی تحسینها مییابی، نه در چشمهای خیرهی دیگران.
آرامش، آن پرندهی سپید و سبکبال، در دل آسمانی پرواز میکند که وسعتش را خودت میسازی، جایی که بادهای خودنمایی را خاموش کردهای و تنها با جریان لطیف حقیقت همراه شدهای.
اوج گرفتن را بیاموز، اما نه برای آنکه دیگران تو را ببینند، بلکه برای آنکه تو خود، بهتر ببینی. وقتی از سطح زمین و هیاهوی روزمرگی فاصله میگیری، چشمهایت وسعت پیدا میکنند، جزئیات نادیده را کشف میکنی، رنگها را زلالتر میبینی و حقیقت را شفافتر لمس میکنی.
پرواز کن، اما سبک. بار قضاوتهای دیگران را از دوشت بینداز. پرواز کن، اما آرام. به سوی آسمانی که در آن، نه نیاز به فریاد است و نه عطشِ تأیید. فقط تویی، و جهانی که در آن، دیدن حقیقت از دیده شدن، ارزشمندتر است.
در دل آسمان بیکران، پرندهای که اوج میگیرد، نه برای آن است که دیده شود، بلکه برای آن است که گسترهی زمین را بهتر ببیند. هر چه بالاتر رود، افقهای تازهتری پیش چشمانش گشوده میشود، دریاها ژرفتر، کوهها باصلابتتر و جادهها پرمعناتر به نظر میآیند. او دیگر در بند شاخهای نیست که باد بلرزاندش یا سنگی که سد راهش شود؛ آزادیاش در پرواز است، در رهایی از قید نگاه دیگران.
آرامش درون نیز چنین است؛ وقتی برای دیده شدن اوج بگیری، پروازت لرزان و مقصدت نامعلوم خواهد بود. اما اگر برای بهتر دیدن، برای درک عمیقتر، برای کشف حقیقت پر بگشایی، آنگاه آسمان درونت صاف و بیکران خواهد شد. در آن اوج، سکوتی شیرین در جانت مینشیند، و دیگر نیازی به تأیید کسی نخواهی داشت، چرا که خودت را، هستی را و زیبایی ناب را با چشم دل دیدهای.
پس پرواز کن، اما نه برای آنکه چشمی تو را ببیند، بلکه برای آنکه تو چشمانت را به حقیقت جهان بگشایی.
.
زندگی
همچون رودخانهای است که بیوقفه میگذرد
و لحظاتش همانند قطرات زلالی هستند
که در پیچ و تاب مسیر گم میشوند.
در این جریان بیپایان،
ما انسانها اغلب بیتوجه و غرق در روزمرگی، ارزش حقیقی این لحظات ناب را درک نمیکنیم.
هر روز، هر ساعت، هر ثانیه همچون گوهری است که به آرامی از دستمان میلغزد و در عمق فراموشی فرو میرود.
در تلاطم این زندگی،
ما گاه آنقدر درگیر دغدغهها و دلمشغولیها میشویم
که از دیدن زیباییهای ساده و بیپیرایهای که در هر گوشهای از زندگی نهفته است،
غافل میمانیم.
دمی درنگ نمیکنیم تا از عطر گلهای بهاری لذت ببریم،
به صدای پرندگان گوش بسپاریم،
یا حتی لحظهای به نگاه کودکانهای که با شوق به ما دوخته شده است، توجه کنیم.
این لحظات گرانبها،
همچون سایههایی گذرا،
به سرعت از برابر چشمانمان عبور میکنند،
و ما که در پی رویاهای دوردست و خیالات دستنیافتنی هستیم، نمیدانیم که چگونه آنها را به بیهودگی هدر میدهیم.
شاید وقتی بیدار شویم که دیگر دیر شده باشد، و تنها حسرتی از لحظات از دست رفته در دلهایمان باقی بماند.
کاش به خود بیاییم و آگاهانه تر زندگی کنیم،
با چشمهایی باز
و قلبی آکنده از سپاسگزاری،
تا قدر این لحظات بیهمتا را بدانیم
و آنها را به چیزی فراتر از پوچی و روزمرگی
بدل کنیم.
ارادتمند
امیر مهرداد خسروی



