شورت ویدئو ایجاد کردن
دنیا، این پهنهی وسیع و فریبنده، گاه همچون سرابی در دل کویر مینماید. سرابی که با تمام جلوههای رنگارنگش ما را به سوی خود میکشد، اما هرچه نزدیکتر میشویم، تهیتر و بیدوامتر به نظر میآید. زندگی در این جهان همچون نسیمی است که در یک لحظه میوزد و در لحظهای دیگر محو میشود. دل بستن به دنیا، همچون دل سپردن به سایهای است که با هر حرکت نور تغییر میکند و هرگز واقعی نیست.
این مکان، جای دلبستگیهای عمیق نیست، چرا که آنچه امروز داریم، فردا شاید دیگر نباشد. لحظهای که به آن اطمینان پیدا میکنی، از میان انگشتانت میگریزد. دنیای ما، تنها یک گذرگاه است، جایی برای آزمودن و اندیشیدن، نه برای پایدار ماندن. پس نباید دل در گرو زیباییهای زودگذر و لذتهای ناپایدار آن بست، چرا که در انتها، فقط غبار از این سراب باقی خواهد ماند.
وقتی روی چشم زوم میشه انگار وارد یک دنیای دیگه میشیم. چشمهای ما حدود ۱۳۰ میلیون سلول حساس به نور دارند. از این تعداد، تقریباً ۱۲۰ میلیون سلول میلهای هستند که در شبکیه پراکنده شدهاند و نقش اصلی آنها دید در نور کم، تشخیص حرکت و تفکیک سایهها و تاریکیهاست. این سلولها حساسیت بالایی به نور دارند اما رنگ را تشخیص نمیدهند.
حدود ۶ تا ۷ میلیون سلول مخروطی نیز در شبکیه وجود دارند، که بیشتر در ناحیه فووئا مرکز دید واضح، متمرکز شدهاند. این سلولها مسئول دید رنگی و تشخیص جزئیات در نور روشن هستند و به سه دسته تقسیم میشوند: حساس به نور قرمز، حساس به نور سبز، حساس به نور آبی.
ترکیب عملکرد این سه نوع سلول مخروطی به مغز اجازه میدهد تا طیف وسیعی از رنگها را درک کند، فرایندی که به آن دید سهرنگی گفته میشود.

