شورت ویدئو ایجاد کردن
هر انسان دارای استعدادها و قابلیتهای منحصر به فردی است که ناشی از ویژگیهای ژنتیکی، محیطی و تجربیات فردی اوست. این ویژگیها باعث میشوند که هر فرد مسیر رشد و پیشرفت خاص خود را دنبال کند. بنابراین، مقایسه کردن استعداد فرزندمان با دیگران، علاوه بر اینکه غیرمنصفانه است، میتواند به کاهش اعتماد به نفس او منجر شود و باعث شود که احساس ناتوانی کند.
تحقیقات علمی نشان میدهند که هر فرد تواناییها و قابلیتهای ویژهای دارد که ممکن است در زمینههای مختلف مانند هنر، علم، ورزش یا مهارتهای اجتماعی ظاهر شوند. مقایسه کردن استعداد یک کودک با دیگری، میتواند نه تنها انگیزه او را از بین ببرد، بلکه باعث شود که کودک نتواند به شکلی خلاقانه و آزادانه تواناییهای خود را کشف و توسعه دهد.
به جای مقایسه، بهتر است والدین به فرزندان خود کمک کنند تا استعدادهایشان را شناسایی کرده و آنها را تقویت کنند. این امر موجب افزایش اعتماد به نفس و رشد شخصیتی سالم میشود. هر کودک دارای قابلیتهایی است که با توجه و حمایت میتواند به موفقیتهای بزرگ دست یابد. توجه به نیازهای فردی هر کودک، حمایت از علایق او و تشویق به خلاقیت، بهترین راه برای پرورش استعدادهای منحصر به فرد اوست.
حکمت ۱۳۰ نهج البلاغه یکی از بیانات مهم و تأملبرانگیز امام علی (ع) است که به حقیقت زندگی و مرگ اشاره دارد. در این حکمت، امام علی (ع) با نگاهی عمیق به فلسفهی زندگی و مرگ، به نوعی با مردگان سخن میگوید و مخاطبان خود را به تفکر در مورد ناپایداری دنیا و حتمیت مرگ دعوت میکند.
امام علی (ع) در این حکمت به شکلی توصیفی و اثرگذار، از مردگان میپرسد: «أینَ الّذینَ عَمَّروا الدُّنْیا و سارُوا فیها طُولاً و عَرْضاً؟ أینَ الّذینَ بَنَوُا المَشیدات و جَمَعُوا الأموال؟». او در این بخش به کسانی اشاره دارد که در دنیا سرمایههای زیادی جمع کردند، ساختمانهای بلند و محکم ساختند، اما اکنون اثری از آنها باقی نمانده است. این افراد که روزی در اوج قدرت و ثروت بودند، حالا به خاک پیوستهاند و از دنیا رفتهاند.
سپس، امام علی (ع) از عبرتگیری از مرگ سخن میگوید و یادآوری میکند که همه انسانها در نهایت به سوی مرگ میروند و آنچه از آنها باقی میماند، فقط اعمال و رفتارشان است. او با این بیان قصد دارد تا توجه انسانها را از دلبستگی به دنیا به سوی حقیقتی پایدارتر یعنی آخرت و جاودانگی روح هدایت کند.
این حکمت یادآور این نکته است که مرگ پایان زندگی دنیوی نیست، بلکه آغاز سفری به سوی عالمی دیگر است و اعمال نیک و بد انسانها تعیینکننده سرنوشت نهایی آنها خواهد بود.
اوج این تعابیر خبر از بهترین زاد و توشه برای سفر پس از مرگ است : تقوا و پرهیزکاری !
حالا وضع ما چگونه است ؟ تقوا ؟ پرهیزکاری ؟
رفتارمان با مردم ، با همسر و فرزند ، با همسایه و همکار !
درآمدها چطور است ؟ حلال ؟ حرام ؟ رشوه ؟ ربا ؟
خدا به دادمان برسد .
نظر شما درباره این بیانات چیست ؟ لطفا کامنت بگذارید .
ارادتمند
امیر مهرداد خسروی
دنیا، همچون کتابی پیچیده و در عین حال منظم است که هر ورق آن با قوانینی مشخص و بیچونوچرا نوشته شده است. این قوانین، بهسان ریسمانهایی نامرئی اما قدرتمند، تمام عناصر هستی را به یکدیگر پیوند داده و هر پدیدهای، چه کوچک و چه بزرگ، در چارچوب این اصول قرار میگیرد. از گردش ستارگان در کهکشان تا رویش یک دانه در دل خاک، همگی پیرو این نظم حیرتانگیز هستند.
انسانها نیز بخشی از این جهان منظماند، اما تفاوتی اساسی با دیگر موجودات دارند؛ آنان قادرند بیاموزند، درک کنند و به آگاهی برسند. در این میان، انسانهایی موفق خواهند بود که بتوانند خود را با این نظم هماهنگ سازند و قوانین نانوشته زندگی را بیاموزند. این قوانین، نه تنها در فیزیک و طبیعت، بلکه در روان و روابط اجتماعی نیز جاری است.
آموختن قانون زندگی به معنای فهم عمیقتر از جایگاه خود در این جهان است؛ یعنی شناخت زمان و مکان، پذیرش مسئولیتها و درک درست از ارتباطات. آنان که این قانون را نادیده میگیرند، همچون کسی هستند که در تاریکی بیانتها قدم برمیدارند، بدون آنکه جهت و مقصدی داشته باشند. اما آنها که این دانش را کسب میکنند، با هر گام، روشنایی بیشتری در مسیر زندگیشان مییابند و موفقیتهای بزرگ را در آغوش میگیرند.
در نهایت، دنیا همواره به کسانی لبخند میزند که قوانین آن را با فروتنی و آگاهی میپذیرند و در این مسیر، نه تنها به کامیابی فردی میرسند، بلکه سهمی در زیبایی و نظم بیشتر این جهان دارند.
ارادتمند
امیر مهرداد خسروی
روایت مورد نظر اینگونه است:
«مَنِ استَوَى یَوماهُ فَهُوَ مَغبونٌ، وَ مَن کانَ غَدُهُ شَرَّ یَوماهُ فَهُوَ مَلعونٌ، وَ مَن لَمْ یَتَفَقَّدِ النُّقْصانَ فی نَفسِهِ دامَ نُقصانُهُ، وَ مَن کانَ إلی النُّقصانِ فَالموتُ خَیرٌ لَهُ مِنَ الحَیاةِ.»
«کسی که دو روزش مساوی باشد، مغبون (زیانکار) است؛ و کسی که روز بعدش بدتر از روز قبلش باشد، ملعون (نفرینشده) است؛ و کسی که به کاهش و نقصان خویش توجه نکند، نقصانش ادامه خواهد یافت؛ و کسی که به سمت نقصان پیش برود، مرگ برای او بهتر از زندگی است.»
این روایت از حضرت امام جعفر صادق (علیهالسلام) نقل شده است و در کتاب «مصباح الشریعة» آمده است.
سند:
1. مصباح الشریعة ، باب 100، صفحه 9
2. بحارالانوار، جلد 71، صفحه 172
این حدیث به طور کلی بر اهمیت پیشرفت و بهبود مستمر در زندگی انسان و نیز پرهیز از رکود و پسرفت تأکید دارد.
ارادتمند
امیر مهرداد خسروی

